مثال جايى كه حروف پايانى كلمات همسان باشد ، سخن خداى متعال است : « إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ » « 1 » به يقين نيكان در نعمتى فراوانند و بدكاران در دوزخند . در اين دو فقره همهء واژهها هموزن و همقافيه است . و مثال التّقارب نحو قوله تعالى : و مثال جايى كه حروف پايانى تقارب داشته باشند ، سخن خداى برين است : « وَ آتَيْناهُمَا الْكِتابَ الْمُسْتَبِينَ * وَ هَدَيْناهُمَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » « 2 » ما به آن دو كتاب روشنگر داديم و آن دو را به راه راست هدايت كرديم . و در فارسى ترصيع گاه با تجنيس همراه است ؛ مانند :
بيمارم و كار زار و تو درمانى * بيم آرم و كارزار و تو درمانى
گويم كه بر آتشم همى گردانى * گويم كه بر آتشم همى گردانى
7 - التّشريع
التّشريع هو بناء البيت على قافيتين ، يصح المعنى عند الوقوف على كلّ منهما .
7 - تشريع « 3 »
تشريع بناى بيت بر دو قافيه است به گونهاى كه توقف بر هريك از دو قافيه صحيح باشد .
مانند سخن شاعر : « 4 »
يا خاطب الدّنيا الدّنيّة إنّها * شرك الرّدى و قرارة الأكدار
دار متى ما أضحكت فى يومها * أبكت غدا بعدا لها من دار
و إذا أظلّ سحابها لم ينتفع * منه صدى لجهامه الغرّار
غاراتها لا تنتفى و أسيرها * لا يفتدى بجلائل الأخطار
اى خواستگار دنياى پست ، همانا دنيا دام مرگ و كانون ناخوشىهاست .
سرايى كه هرگاه امروزش بخنداند ، فردايش مىگرياند ؛ دور باد چنين خانهاى .
و زمانى كه ابرش سايه اندازد ، به جهت ابر بىباران فريبندهاش ، عطش از آن سود
پاورقی
( 1 ) - انفطار ، 13 و 14
( 2 ) - صافات ، 17 و 18
( 3 ) - به آن توشيح يا ذو القافيتين نيز مىگويند .
( 4 ) - اين اشعار از حريرى است . نگاه كنيد به مقامهء 23 ، ص 181 مقامات