كرد و فرمود : « بنويس ، كه سوگند بدانكه جانم به دست اوست ، جز حق از آن بيرون نيايد » . « 1 »
و در روايت ديگرى بعد از آن آمده است كه : « نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : « يا رسول الله ! من از سخنان شما سيراب مىشوم و مىخواهم اگر اجازه دهيد ، دستم را براى نوشتن با قلبم همراه سازم » فرمود : « اگر سخنان من است ، دستت را با قلبت همراه ساز » . « 2 »
و از « عمروبن شعيب » از پدرش از جدش گويد : « گفتم : يا رسول الله ! ما از شما سخنانى را مىشنويم و نمىتوانيم آن را حفظ كنيم ، آيا آنها را ننويسيم ؟ » فرمود : « چرا ، آنها را بنويسيد » . « 3 »
* * * آرى ، همانگونه كه در احاديث صحيح اخير ديديم ، رسول خدا ( ص ) صحابه را به نوشتن و نشر سخنان خود تشويق و فرمان داده است ؛ حال بايد ديد ، احاديث گذشته كه مىگويد : « پيامبر از نوشتن سخنان خود نهى فرمود » چگونه و از كجا روايت شده است ؟ !
پاسخ آن است كه : ما ديديم كه قريش ، يعنى مهاجران صحابه ، از نوشتن سخنان رسول خدا ( ص ) در حال حيات آن حضرت منع مىكردند ، و هم آنها از نوشتن وصيت رسول خدا ( ص ) پيش از وفات آن حضرت جلوگيرى كردند ، و پس از وفات پيامبر نيز ، ديديم كه خليفه قريشى ، عمر ، با شدت هر چه تمامتر از نوشتن سخنان رسول خدا ( ص ) نهى مىكرد و هر چه را كه نوشته شده بود مىسوزانيد و از انتشار آن جلوگيرى مىنمود و مخالفان نظر خود را در مدينه
هامش
( 1 ) . مصادر اين روايت در باب : ديدگاه دو مكتب درباره نشر حديث رسول خدا ( ص ) ، گذشت .
( 2 ) . سنن دارمى ، مقدمه ، ج 1 ص 125 - 126 .
( 3 ) . مسند احمد ، ج 2 ص 215 . .