أَبْناءَهُمْ *
» : « او را به گونهاى مىشناختند كه فرزندانشان را . » « 1 » آرى ، آنان اين پيامبر و نبىّ امّى : «
. . . الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ
» يعنى : « همان كه نامش را در تورات و انجيل نزد خود نوشته مىيافتند . » « 2 » را به خوبى مىشناختند .
* * * به زودى در بحثهاى مصادر شريعت اسلامى در همين كتاب خواهيم ديد كه چگونه سلطههاى حاكم در اسلام مىكوشيدند تا مقام خلافت را در نظر مسلمانان از مقام نبوت برتر و بالاتر نشان دهند . براى نمونه ، « حجاجبن يوسف ثقفى » والى عراق از سوى « عبدالملك مروان » در كوفه خطابه خواند و از كسانى كه در مدينه به زيارت قبر رسول خدا ( ص ) مىرفتند ياد كرد و گفت :
« مرگ بر آنان باد كه پيرامون چوبها و استخوانهاى پوسيده طواف مىكنند ! چرا پيرامون قصر اميرالمؤمنين عبدالملك طواف نمىكنند ؟ ! آيا نمىدانند كه جانشين شخص از رسولِ او بهتر است ؟ ! » « 3 »
آرى ، آنچه از رويكرد پارهاى از مسلمانان در سدههاى اخير مىيابيم ، كه مقام پيامبر ( ص ) را سبك مىشمارند ، چيزى جز نتيجه آن تلاشها در طول قرون نباشد . چه از راه رواياتى كه ارزش و مقام رسول خدا ( ص ) را مىكاهد ، و چه از راه تأويل آيات قرآن و غير آن كه مسلمانان را به گونهاى كه خواستند توجيه كرده و بار آوردند .
يكى از نمونههاى ديگر ، ديدگاه آنان درباره بزرگداشت ياد ميلاد رسول اكرم ( ص ) است كه در بحث بعد به آن مىپردازيم .
هامش
( 1 ) - بقره / 146 و انعام / 20 .
( 2 ) - اعراف / 157 .
( 3 ) - مشروح اين بحث - انشاءاللّه - در جلد سوم همين كتاب مىآيد .