30 - ميتاح بن احرب عليهما السّلام
بعد از احرب فرزندش ميتاح به امر خداى جهان قيام كرد و مؤمنين - كه در آن زمان عدّهء قليلى بودند و از ظلم ستمكاران خوار و ذليل بودند و انتظار فرج مىبردند - تابع آن حضرت بودند ، همينكه وفات ميتاح نزديك شد خدا به او خطاب كرد كه فرزند خود عاق را براى خود وصىّ قرار دهد ، پس آن بزرگوار پسر خود عاق را احضار نموده او را وصىّ خود گردانيد .
31 - عاق بن ميتاح عليهما السّلام
پس از ميتاح فرزندش عاق براى دين خدا اقدام كرد و مؤمنين هم طبق زمان پدران عظامش عليهم السّلام از او متابعت كردند ، چون وفات آن حضرت نزديك شد خداى تعالى او را خطاب كرد كه فرزند خود خيّام را وصىّ خود كند ، عاق عليه السّلام پسر خود را احضار فرموده او را براى خود وصىّ كرد و از دنيا رفت .
32 - خيام بن عاق عليهما السّلام
بعد از عاق فرزندش خيّام به جهت دين و نور و حكمت خدا قيام نمود تا اينكه موت آن حضرت در رسيد و خدا او را مأمور كرد تا نور و حكمت خدا را بفرزندش مادوم برسم امانت بسپارد ، و مؤمنين در زمان آن حضرت با خوف و ترس در حال خفاء از او متابعت كردند تا اينكه نور و حكمت خدا را به فرزند خود مادوم به امانت داد .