20 - از ابو هاشم جعفرى روايت شده كه گفت : محمّد بن صالح ارمنى از امام عسكرى عليه السّلام راجع به تفسير آيهء شريفهء :
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
« 1 » پرسش كرد ؟
آن حضرت فرمود : آيا خدا غير از آنچه كه بوده محو مىكند و غير از آنچه كه نبوده اثبات مينمايد ؟ .
من با خود گفتم : اين عقيده بر خلاف عقيدهء هشام است كه ميگويد : خدا موقعى بشيء علم پيدا مىكند كه آن شىء موجود شود .
ناگاه ديدم امام عسكرى با غضب از گوشهء چشم به من نظرى كرد و فرمود : خداى تعالى قبل از اينكه شيء موجود شود به آن علم دارد ، خدا خالق بود قبل از اينكه مخلوقى باشد ، خدا پرورنده بود قبل از اينكه پرورشدادهشدهاى در كار باشد ، خدا قادر بود قبل از آنكه چيز مقدورى در كارى باشد ، من گفتم : شهادت مىدهم كه تو ولى و حجّت و قائم بعدل خدا هستى و بر طريقهء امير المؤمنين على عليه السّلام هستى .
21 - نيز از ابو هاشم جعفرى روايت شده كه گفت : من در حضور امام حسن عسكرى عليه السّلام بودم ، محمّد بن صالح ارمنى از آن حضرت راجع بآيهء شريفهء :
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا
« 2 »
هامش
( 1 ) سورهء رعد ، آيهء - 39 - يعنى خدا هر چه را كه بخواهد محو مىكند و هر چه را كه بخواهد ثابت مينمايد و اصل كتاب نزد خدا است - مترجم .
( 2 ) سورهء اعراف ، آيهء - 171 - يعنى موقعى كه پروردگار تو فرزندان بنى آدم را از پشت آنان گرفت و ايشان را بر خودشان گواه گرفت ( به آنان فرمود : ) آيا من پروردگار شما نيستم گفتند : چرا ما شهادت داديم - مترجم .