ننمائى تو از مخالفت بين ما و آل ابو طالب آگاهى ، اين پسر ( يعنى امام جواد ) كودكى است ناآزموده .
راوى گويد : مأمون كليهء آنان را سرزنش و ملامت كرد ، گفت : به خدا قسم كه امام جواد از شما به خدا ، رسول او ، سنت پيغمبر و احكام او عالمتر است . ياران خصوصى مأمون از مجلس او خارج شدند ، نزد يحى بن اكثم آمدند و از يحى خواستند كه ( در حق امام جواد ) بوسيلهء مسئلهء مشكلى مكر و حيله كنند و آن مسأله را بعرض آن حضرت برسانند . موقعى كه مخالفين اجتماع كردند امام جواد عليه السّلام نيز حاضر شد .
مخالفين به مأمون گفتند : اگر اجازه فرمائى يحى بن اكثم از امام جواد مسئلهء فقهى پرسش كند تا ببينيم فهم و معرفت امام جواد نسبت بفهم و معرفت پدر بزرگوارش چگونه است ؟ .
مأمون به يحى بن اكثم اجازه داد ، يحى بن اكثم به امام جواد عرض كرد : چه ميفرمائيد در اين مسأله كه شخص محرم صيدى را بكشد ؟ امام جواد فرمود : آن را در حرم كشت يا خارج از حرم ، عالم به حكم بود يا جاهل ، عمدا آن را كشت يا خطاء ، قاتل صغير بود يا كبير غلام زرخريد بود يا آزاد ، اولين صيد او بوده يا بازهم صيد كرده ، آن صيد از پرندگان بوده يا غير آنها ، صيد صغير و كوچك بوده يا بزرگ ، به عمل خود اصرار دارد يا پشيمان شده ، در روز آن صيد را كشته يا شب ، براى حج احرام پوشيده يا براى عمره ؟ ؟ .
راوى گويد : يحى بن اكثم از جواب امام جواد عاجز شد .
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 419
مساهمون: المسعودي
ص٤١٩