بوسيلهء دو فرزندت حسن و حسين عليهما السّلام گرامى داشتم .
حسن عليه السّلام را معدن علم و دانش خودم قرار دادم ، حسين عليه السّلام را خزينهدار وحى خود گردانيدم ، او را بوسيلهء شهيد شدن گرامى نمودم عاقبت او را بسعادت ختم كردم ، فضيلت حسين از تمام شهدا بيشتر و درجهء او از همه بالاتر است ، كلمهء تامهء « 1 » من با حسين خواهد بود ، حجت بالغه ( و دليل و برهان براى وجود ) من نزد حسين است .
به جهت فرزندان حسين عليهم السّلام ثواب مىدهم و عقاب مىكنم كه اولين آنها است :
1 - على ( بن الحسين ) سيد العابدين و زينت دوستان گذشتهء من ، 2 - فرزند او كه شبيه جدّ پسنديدهء خود مىباشد يعنى محمّد ( بن على ) كه واضح كنندهء علم و معدن حكمت من است .
3 - جعفر ( بن محمّد ) عليهما السّلام كه به زودى آنهائى كه دربارهء او شك دارند هلاك خواهند شد ، به همين زودى آن حضرت را در بين انصار و تابعين و دوستانش آشكار خواهم كرد ، بعد از جعفر فتنهء تاريك و ظلمانى بوجود مىآيد ، زيرا كه ( احكام ) واجبهء من قطع و حجّت من مخفى نخواهد شد و دوستان من شقى نخواهند شد ، كسى كه منكر يكى از دوستان و حجّتهاى من شود حقّا كه منكر نعمت من شده ، كسى كه يك آيه از قرآن مرا تغيير دهد حقّا كه دروغ بر من بسته است .
4 - واى بر آنهائى كه در موقع تمام شدن مدت حبيب و
هامش
( 1 ) در تفسير صافى در ذيل جملهء :وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا، گويد :
منظور از كلمهء خدا ، قول رسول خدا ، بقولى توحيد ، بقولى دعوت بدين مقدس اسلام است - مترجم .