عبارت است ) از : آب شيرين و گوارا ، آب شور ، آب تلخ و آب بد بو .
آب شور در دو چشم قرار داده شد ، اگر نه اينطور بود ( پيه ) آنها آب ميشد .
آب تلخ در دو گوش برقرار شد ، اگر آب گوشها تلخ نبود جانوران خزنده در آنها داخل ميشدند .
آب بد بو در بينى قرار داده شد تا انسان بوهاى خوب را دريابد .
و علت اينكه آب شيرين و خوشگوار در دهان انسان جارى شد آنست كه طعم غذا و آب را درك نمايد « 1 » .
همينكه خداى رؤف ، حضرت آدم عليه السّلام را خلق كرد و روح را در بدن او دميد و امر كرد كه ملائكه او را سجده كنند - و اين سجده در واقع براى خدا بود و نسبت به حضرت آدم عليه السّلام اطاعتى بود - ابليس به جهت طغيان و حسودى از سجده كردن امتناع كرد و گفت :
مرا از آتش و آدم عليه السّلام را از خاك خلق كردى .
ابليس لعين در اين قياسى كه كرد خطا رفت زيرا آن گلى كه خدا حضرت آدم عليه السّلام را از آن خلق كرد از آتش نورانىتر بود ، چه آنكه آتش از درخت و درخت از گل بوجود مىآيد .
آنگاه ابليس گفت : خدايا مرا از سجدهء آدم عليه السّلام معذور بدار تا تو را طورى عبادت كنم كه احدى نكرده باشد ، خداى تعالى به او وحى كرد كه من چيزى از عبادات تو را قبول نميكنم مگر اينكه حضرت آدم را اطاعت كنى ، ابليس لعين قبول نكرد لذا خداى قهّار
هامش
( 1 ) مترجم گويد : ما روايت فوق را از استدلالهاى صادق آل محمد ( ص ) بنحو مفصلى در كتاب فلسفهء احكام اسلام نوشتهايم .