و براى اهل آن صلاح خواهد بود ، هيچ ساحرى در قريش نبود مگر اينكه از رفيق خود جدا گرديد ، علم سحر از او گرفته شد ، حيوانات وحشى مشرق بحيوانات وحشى مغرب عبور كرده بشارت به يكديگر ميدادند ، همينطور اهل درياها راجع بمنعقد شدن نطفه محمّد صلى اللّه عليه و آله به يكديگر مژده ميدادند .
از صادق آل محمّد صلى اللّه عليه و آله روايت شده كه فرمود : موقعى كه خداى سبحان اراده فرمود كه حضرت محمّد را ظاهر نمايد قطرهاى را از زير عرش نازل كرد و آن را نصيب ميوهاى از ميوههاى زمين كرد ، آن ميوه را حضرت عبد اللّه عليه السلام خورد ، همينكه عبد اللّه با آمنه مواقعه كرد و آن قطره در آن موضعى كه خدا آن قطره را براى آن خلق كرده بود جاى گزين گرديد و مدت چهل روز از آن گذشت صدا از بطن مادر آن حضرت شنيده ميشد ، وقتى كه مدت چهار ماه بر آن بزرگوار گذشت بر بازوى راست او نوشته شد :
وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
« 1 » .
موقعى كه امر خدا ظاهر شد در هر شهرى براى آن برگزيدهء خدا عمودى از نور برپا شد كه بوسيلهء آن نور به اعمال بندگان نظر مىشود .
از آمنهء بنت وهب روايت شده كه گفت : موقعى كه ولادت حضرت
هامش
( 1 ) سورهء انعام آيهء ( 115 ) يعنى كلمهء پروردگار تو بطور صدق و عدل بپايان رسيد ، تبديل كنندهاى براى كلمات خدا نيست ، خدا شنونده ( و ) دانا است . مترجم .