ماهتاب و فرش من خاك و متكاى من سنگ است .
مرا خانهاى نيست كه خراب شود و مالى ندارم كه تلف گردد و فرزندى ندارم كه بميرد و زنى ندارم كه محزون گردد و من غير از فرزندان آدم عليه السّلام هستم ، حضرت عيسى عليه السّلام به سياحت و تقشف مبعوث گرديد « 1 » در آن موقعى كه در زمين گردش ميكرد عبورش بگروهى افتاد كه گريه ميكردند ، پرسيد : اين گروه براى چه گريه ميكنند ؟ ! گفتند از براى گناهان خود فرمود : اگر ( از اين ببعد گناه نكنند ) خدا گناهان گذشته آنان را مىآمرزد .
حواريون كه دوازده نفر و از شاگردان آن حضرت بودند از آن بزرگوار متابعت كردند ، عيسى عليه السّلام قاصدهائى به طرف شهرها فرستاد تا مردم را بتوحيد دعوت كنند . به حضرت عيسى خبر دادند كه در بعضى از شهرها پادشاهى است كه با اهل مملكت خود مردم را ميخورند رسم آنان اين است كه مردم را چاق و فربه ميكنند و به آنان غذائى مىدهند كه فهم و دراكهء آنها را از بين مىبرند و آنها را چاق كرده گوشت آنها را ميخورند .
پس حضرت عيسى به يكى از خواص خود امر كرد كه شخص مورد وثوقى را به طرف آن مردم روانه كند تا آنان را بترساند و از اين عمل زشت بر حذر دارد . پس شخصى را متوجه آنها كرد و فاصله بين عيسى و آن مردم به قدر سه ماه راه بود .
همينكه فرستادهء عيسى در شهر آن مردم داخل شد ابليس عليه اللعنه آنان را خبردار كرد تا اينكه او را گرفتند و در همان موضعى كه مردم
هامش
( 1 ) تقشف : چرك شدن پوست بدن ، بدى حال و تنگى معيشت - قاموس .