مىدانستم اى كاش كه شبى توانم به خواب شد در فخ « 1 » ، تا اذخر « 2 » و ياسمن به كنارم باشد آيا شود كه روزى به آبهاى مجنه « 3 » شوم و شود آيا كه چشمم به شامه و طفيل « 4 » افتد ؟
و عامر بن فهيره مىگفت :
موت را پيش از چشيدنش شناختم مرگ بالاى سر خائفان ستاده است هر كس به حد توان خويش جهد همى كند چون گاو كز پوست خود به شاخ دفاع كند .
و هم او گويد كه نبى صلعم را از اين ماجرا خبر دادند ، پس گفت : پروردگارا مدينه را بر ما خوش كن همچنان كه مكه را بر ما خوش نمودى ، و ما را در مد و صاع آن بركت عطا كن « 5 » .
وليد بن صالح از واقدى و او از محمد بن عبد الله و او از زهرى و او از عروه حكايت كرد كه مردى از انصار با زبير بن عوام در باب « اشراج حره » اختلاف كرد و رسول الله ( ص ) گفت : اى زبير از آب
هامش
( 1 ) . فخ موضعى است با آب و گياه خارج از مكه .
( 2 ) . اذخر گياهى است خوشبو كه در مكه رويد .
( 3 ) . مجنه از جمله بازارهاى قوم عرب بوده كه بين عكاظ و ذو المجاز قرار داشته است .
( 4 ) . شامه و طفيل نام دو كوه نزديك مكه .
( 5 ) . مد و صاع هر دو نوعى پيمانهاند ، و مفهوم عبارت اين است كه در پيمانهها بركت پديد آيد .