( 1 )
پرداختن به بيان اقسام وحى
پيش از شروع به بيان دوران پربركت رسالت و نبوّت ، بايد به شناختن انواع وحى بپردازيم كه : سرچشمهء زلال و روشن پيامبرى و يار فراخوان به سوى يكتاپرستى است . ابن قيّم مراتب وحى را چنين برمىشمرد :
( 2 ) 1 - رؤياى صادق و راستين ، كه سر فصل وحى و پيامبرى است .
( 3 ) 2 - آن كه فرشتهء وحى - پيش از نماياندن خود به پيامبر - بيم و هراس را در دلش مىانداخت كه خود مىفرمايد : « روح القدس هراسم را بيشتر مىكرد ؛ اما هيچ كس تا روزىاش به كمال نرسد ، نخواهد مرد . پس از خدا پروا كنيد و در طلب [ هر چيز ] حدّ ميانه را مراعات نماييد . زنهار ! دير به دست آوردن روزى ، سبب نگردد كه آن را از گناه و معصيت بجوييد ؛ چون هر آن چه كه نزد خداست فقط به وسيلهء اطاعت او فراهم خواهد آمد . »
( 4 ) 3 - جبرئيل به شكل مردى در چشم پيامبر مجسم مىشد و مورد خطاب واقع مىگرديد ؛ تا آن چه كه مىگويد ، حفظ نمايد . در اين بار ، گاهى برخى از صحابه فرشتهء وحى را مىديدهاند .
( 5 ) 4 - هنگام آمدن مأمور وحى ، صدايى چون صداى زنگ به گوش پيامبر مىرسيد و بر او فشار مىآورد كه در روزهاى بسيار سرد نيز عرق از صورت مباركش مىريخت . و اگر سوار مىبود ، مركبش از حركت بازمىماند و شكمش بر زمين مىنشست . روزى ران پيامبر كنار ران زيد پسر ثابت بود كه ناگهان وحى بر او نازل شد . آن قدر بر زيد فشار آورد و پاى حضرت سنگين گشت ؛ نزديك بود استخوان پاى زيد بشكند .
( 6 ) 5 - بنابه آيات سورهء نجم ، حضرت دو بار ، جبرئيل را - هنگام آوردن پيام الهى - به صورت فرشته ديده است .
( 7 ) 6 - خداوند ، دستور نمازهاى پنجگانه و چيزهاى لازم ديگر را در شب معراج كه پيامبر در آسمانها سير و گذار داشت ، به او وحى فرمود .
( 8 ) 7 - [ برخى اوقات ] سخن و پيام خدا براى پيامبرش از سوى خود و بدون فرشتهء وحى صورت مىگرفت ؛ همانگونه كه بىواسطه - به نص قرآن - با موسى - عليه السّلام - سخن