( 1 ) از فوايد بخشندگى آنان ، اين كه : به خاطر شرابخوارى مورد ستايش قرار مىگرفتند . البته نه به خاطر خود شرابخوارى و بدمستى ؛ بلكه شرابخوارى آن مردم معمولا راهى به سوى بخشش و دهش بود و در اين مورد خوددارى نمىكردند . و به همين دليل به درخت انگور :
« كرم » و به شراب « بنت الكرم » : دختر رز مىگفتند .
اگر به ديوان شعراى آن زمان نظرى بيندازيم ، قسمتى از آن به مدح و ستايش و بر خود باليدن است .
عنتره پسر شداد عبسى [ يكى از سرايندگان سبعهء معلّقه ] مىگويد :
« در جا مىنگارين چقدر بادهگسارى كردهام آن روزها كه گرما به نهايت مىرسيد و از مى ناب ، مست و بدحال مىشدم .
شرابى ارغوانى را از جامى بلورين و سر بسته در ساغرى زرين مىريزم .
چون به باده خوارى نشينم مالم را فدا مىكنم و آبرويم را مصون مىدارم .
نگارينا ! تا نپندارى بخشش من از روى مستى است ؛ چون به هوش آيم ، بازهم - همانطور كه خبر دارى ، بخشش از خصوصيات من است كه - ، دلى كريم و كفى بخشنده دارم . » « 1 »
( 2 ) باز از نتايج سخاوت آنان ، قمار بازى بود كه راهى به سوى دستگيرى اين و آن مىگشود .
مثلا : سودى كه از راه قمار و يا آن چه اضافه بر سهم سودبرندگان ، به دست مىآوردند ، به تهىدستان مىدادند . اين است كه قرآن مىفرمايد :
« . . . وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما . . .
« 2 »
»
: [ . . .
گناه شراب و قمار از سودشان بزرگتر است . . . ]
( 3 ) 2 - از جملهء آن اخلاق : وفا به پيمان است كه هم چون آيينى به آن فرا چنگ مىزدند و ريختن خون فرزندان و نابودى خانه و مسكن خود را در راه اين آرمان ، فدا مىكردند . شرح
هامش
( 1 ) -و لقد شربت من المدامة بعد ما * ركد الهواجر بالمشوف المعلمبزجاجة صفراء ذات أسرّة * قرنت بأزهر بالشمال مفدّمفاذا شربت فإنّنى مستهلك * مالى ، و عرضى وافر لم يكلمو اذا صحوت فما اقصّر عن ندى * و كما علمت شمائلى و تكرّمى .( 2 ) - بقره / 219 .
[[ عيب مى جمله چو گفتى هنرش نيز بگو * نفى حكمت مكن از بهر دل عامى چند . ]( حافظ )