علاقه زكات اموالتان را بپردازيد ، مناسك حج را برپا كنيد و از زمامداران [ دادگر ] فرمان ببريد ؛ تا به بهشت خدا درآييد . « 1 »
( 1 ) دربارهء من از شما سؤال مىكنند . چه جوابى خواهيد داد ؟ مسلمانان گفتند : گواهى مىدهيم كه تو دين را تبليغ نموده و رسالت را ادا كرده و خيرانديشى را به كمال رسانيدهاى . سپس انگشت نشان خويش را ، به آسمان كشيد و توجه مردم را به خود جلب كرد و سه بار فرمود :
اللّهمّ اشهد : بار الها ! شاهد باش . » « 2 »
اين سخنان پيامبر در بيابان عرفات ، با صداى رساى ربيعه پسر خلف به گوش مردم مىرسيد . « 3 »
پس از آن كه پيامبر از خطابه فراغت يافت ؛ اين آيه فرود آمد :
« . . . الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً . . . »
« 4 » : [ . . . امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما ( به عنوان ) آيينى برگزيدم . . . ]
وقتى اين آيه نازل شد ، عمر فاروق گريست . به او گفتند : سبب گريهات چيست ؟ گفت :
گريهام به اين سبب بود كه هر كمالى ، رو به نقصان خواهد آورد . . . « 5 » « 6 »
( 2 ) پس از سخنان پيامبر ، بلال اذان و اقامه گفت و پيامبر نماز ظهر را با مردم خواند و فورا بلال براى نماز عصر اقامه گفت و پيامبر نماز عصر را - هم چون نماز ظهر - گزارد و هيچ نمازى ميان آن دو نخواند . سپس بر شتر قصوا سوار شد تا به موقف رسيد و شتر قصوا را تا سنگهاى دامنهء جبل الرحمه برد و قربانىها را جلوى چشم خويش نگاهداشت و رو به قبله ايستاد تا آفتاب غروب كرد و زردى آفتاب كمتر شد و قرص خورشيد ناپديد گشت . اسامه را با خود سوار كرد و به سوى مزدلفه رفت . در آنجا نماز مغرب و عشا را با يك اذان و دو اقامه
هامش
( 1 ) - معدن الاعمال / ابن ماجه و ابن عساكر .
( 2 ) - مسلم .
( 3 ) - ابن هشام .
( 4 ) - مائده / 3 .
( 5 ) - به نقل از بخارى از ابن عمر . . . رحمة للعالمين .
( 6 ) - در برخى سيره نقل است كه : ابو بكر صديق وقتى اين آيه را شنيد به گريه افتاد ؛ سبب گريه را پرسيدند .
جواب داد ؛ اين آيه نشان ختم رسالت پيامبر و هنگام وفات اوست . ( م )