( 1 ) وقتى سعد به خدمت پيامبر رسيد ، مسلمانان او را پايين آوردند و گفتند : اى سعد ! بنى قريظه تسليم داورى تو هستند .
گفت : مگر آن قوم داورى مرا مىپذيرند ؟
گفتند : البته !
گفت : براى مسلمانان چه ؟ گفتند : آرى !
گفت : كسانى كه در اينجا هستند چه ؟ گفتند : بله !
به سوى پيامبر روى كرد و با ادب و احترام گفت : آيا پيامبر داورى مرا تصويب مىكند ؟
پيامبر گفت : بله ، من هم حكميّت تو را مىپذيرم .
سعد گفت : پس داورى من اين است كه : سران [ جنايتكار و مسلح ] آنان كشته و زنانشان اسير شوند و اموالشان تقسيم گردد .
پيامبر گفت : اين قضاوت تو فرمان خدا - از آسمان هفتم - بود .
( 2 ) بىگمان قضاوت سعد در نهايت عدل و انصاف به شمار مىآيد ؛ زيرا بنى قريظه ، علاوه بر ارتكاب پيمانشكنى و همدستى با احزاب پيشين ، براى ريشه كن كردن مسلمانان ، 1500 قبضه شمشير ، 2000 نيزه ، 300 دست لباس زرهى جنگى و 500 سپر و چوبدستى ، فراهم آورده بودند كه به دست مسلمانان افتاد .
پيامبر دستور داد يهوديان را در خانهء بنت الحارث ، زنى از بنى نجار بازداشت كردند و سپس آن عده را گردن زدند و دسته دسته در گودالهايى كه اكنون بازار مدينه است ، دفن كردند .
يكى از آنها به كعب پسر اسد گفت : به ما چه خواهند كرد ؟ گفت : هنوز نمىفهميد ؟ مگر نمىبينيد كه مرد جنگ از حرف خود بازنمىگردد و دستور قاطع است و هر كس از ميان شما رفت ، ديگر بازنمىگردد ؟
( 3 ) اژدهاى غدر و خيانت و گناهكاران بزرگ جنگى - كه در سختترين شرايط و زمان ، پيمانشكنى كردند و براى نابودى مسلمانان از احزاب بتپرست ، پشتيبانى نمودند - به كيفر اعمال خويش رسيدند .
حيى پسر اخطب ، جنايت كار بزرگ تاريخ در جنگ احزاب و پدر صفيّه ام المؤمنين -
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي ) — صفحة 389
مساهمون: صفي الرحمان مباركفوري
ص٣٨٩