غطفان ، به بنى نضير خيانت كردند و دروغ گفتند و كسى از آنان نه قدم خيرى برداشت و نه بدى را از آنان دفع نمود . قرآن داستان اين دغل دوستان را اين گونه تشبيه مىكند :
« كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ ، فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ . . . »
« 1 » : [ همانند شيطان كه به انسان گويد : كافر شو . چون كافر شود ، گويد : من از تو بركنارم . . . ]
( 1 ) محاصره ، 6 روز يا 15 روز « 2 » بيشتر ادامه نداشت كه خداوند بيم و هراس را در دل آنان انداخت . شكست خوردند و تسليم شدند و اسلحه را بر زمين گذاشتند و نزد پيامبر فرستادند كه : ما از مدينه مىرويم . پيامبر ، جواب داد : اسلحه را به جا بگذاريد و با زن و فرزندانتان از شهر برويد و اسباب و لوازم زندگى را با خود بر داريد .
بنى نضير پذيرفتند و خانهها را خراب كردند و در و پنجرهها را بيرون كشيدند و با خود برداشتند . برخى ميخ و چوب سقف خانه را هم حمل نمودند و از شهر خارج شدند و ششصد شتر را بار بستند . حيى پسر اخطب ، سلام پسر ابى حقيق و جمعى ديگر به خيبر رفتند . جمعى به سوى شام به راه افتادند . تنها دو نفر از آنان به نام : يامين پسر عمرو و ابو سعد پسر وهب ، اسلام آوردند و در مدينه ماندند . پيامبر ، املاك و اسلحهء آنان را كه شامل : پنجاه زره جنگى ، پنجاه كلاهخود و 340 قبضه شمشير بود ؛ در اختيار خود گرفت .
( 2 ) همهء اموال و سرزمين بهجاماندهء بنى نضير به پيامبر تعلق گرفت كه به هر كس مىخواست عطا مىكرد ؛ زيرا خداوند ، اين اموال را به رسم غنيمت عايد او گردانيده بود و مسلمانان براى به دست آوردنش اسب و شترى نتاخته بودند . آن را ميان مهاجران تهى دست ، به ويژه پيشتازان آنان تقسيم نمود [ تا از كمك انصار بىنياز گشتند ] . و در ميان انصار هم ، سهمى به ابو دجانه و سهل پسر حنيف كه تنگدست بودند ؛ بخشيد . و همچنين مخارج خانوادهاش را از آن فراهم آورد و باقى مانده را به اسلحه و ساز و برگ جنگى كوچك و بزرگ داد .
( 3 ) غزوهء بنى نضير در ماه ربيع الاول سال چهارم ه . برابر ماه اگوست 635 م . اتفاق افتاد .
تمام سورهء حشر در اين باره فرود آمده است . خداوند در اين سوره چگونگى اخراج يهود ، [ كه ماندنشان مايهء فساد بود ] رسوايى منافقان ، احكام غنيمت ، ستايش مهاجران و انصار - و به
هامش
( 1 ) - حشر / 16 .
( 2 ) - ( هيكل مىگويد : 20 روز . ص 310 )