گروهى در اطراف مدينه و راههاى كوهستانى و بيراههها ، مراقب بودند كه غافلگير نشوند ، و گروهى ديگر از مسلمانان براى زير نظر داشتن حركات دشمن ، به گشت زنى سرگرم بودند و در جاهايى كه احتمال يورش دشمن داشت ، مىگشتند .
( 1 )
لشكر مكه به سوى حومهء مدينه
اردوى مكه از راه اصلى طرف مغرب به حركت در آمد . وقتى به « ابوا » رسيد ؛ هند دختر عتبه ، همسر ابو سفيان [ و برخى از سبكسران آتش افروز ] پيشنهاد دادند كه قبر مادر پيامبر را بشكافند ؛ اما فرماندهان لشكر نگذاشتند و از سرانجام بد اين كار ، آنان را بر حذر داشتند كه مبادا در ميان عرب ؛ مرسوم گردد .
لشكر مكه بدون توقّف به سوى مدينه راه خود را ادامه داد و راه درهء « عقيق » را در پيش گرفت ، سپس به طرف راست آنجا پيچيد تا به محلى موسوم به « عينين » در زمينى باير بر لب آبى در كنار درهاى در شمال مدينه ، نزديك كوه احد رسيدند و در آنجا روز جمعه ششم ماه شوال سال سوم ه . گرد آمدند .
( 2 )
شوراى مشورتى براى به دست آوردن نقشهء دفاع
خبرگزار مدينه ، خبرهاى پىدرپى از اردوى مكه و اردوگاهشان گزارش مىكرد . در اين وقت ، پيامبر شوراى مشورتى نظامى فوق العادهاى تشكيل داد ؛ تا مسلمانان دربارهء محل رزمآرايى تبادل نظر داشته باشند . همچنين از خوابى كه ديده بود ، آنان را با خبر كرد و گفت :
« خوابى ديدهام كه خداوند آن را به خير و نيكى بگرداند . در خواب گاو ذبحشدهاى ديدم و لبهء تيز شمشيرم شكسته شده بود و دستم را در زره محكمى فرو برده بودم . » تعبير خواب را چنين بيان فرمود : ذبح گاو را ، نشان كشته شدن جمعى از ياران ، شكسته شدن لبهء شمشير را نشان كشته شدن يكى از خاندانش و زره محكم را هم به مدينه تأويل كرد .
سپس رأى خود را به يارانش اعلام نمود كه از مدينه خارج نشوند و به قلعهدارى و دفاع