( 1 ) ابن اسحاق مىگويد : وقتى پاسى از شب سپرى شد ؛ [ آن يازده تن نگونبخت ] جلوى در خانهء حضرت كمين كردند ، تا به خواب رود و بر او حمله برند .
[ اين افراد نادان و سرگشته ] يقين داشتند كه اين توطئهء پست و وقيح به ثمر مىرسد . ابو جهل متكبرانه و خودخواهانه ايستاده بود و با مسخره و ريشخند به همدستانش [ كه خانهء مبارك پيامبر را محاصره كرده و زير نظر گرفته بودند ] مىگفت : « محمد چنان مىپندارد كه اگر شما او را پيروى كنيد ، به فرمانروايى عرب و عجم دست مىيابيد و پس از مرگ زنده مىشويد و برايتان باغها و گلستانهايى چون باغهاى اردن فراهم مىگردد . و اگر چنين نباشد شما را نابود مىگرداند و بعد از مردن زنده مىشويد و در گرماى آتش مىسوزيد . »
( 2 ) وعدهگاه اجراى آن توطئهء شوم پس از نيمهء شب بود و آنان شب را در بيدارى به سر بردند و منتظر بودند تا خلوت و فرصتى دست دهد ، اما خداوند بر هر كارى پيروز و فرمانروايى هستى از آن اوست . هر چه بخواهد همان مىشود و دوستانش را در پناه مىگيرد و كسى قادر بر پناه دادن عليه او نيست . و خطاب به پيامبر مىگويد :
« وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ ، وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ
. » « 1 » : [ ( ياد كن ) هنگامى را كه كافران دربارهء تو بدسگالى مىكردند تا تو را به بند كشند يا بكشند ، يا آواره كنند و نيرنگ مىزدند و خدا تدبير مىكرد . و خدا بهترين چارهساز است . ]
( 3 )
پيامبر خانهء خود را ترك مىكند
با وصف آن همه تلاش كه قريش براى اجراى نقشهء خويش به كار گرفتند ؛ به شدت سست و ناكام گشتند . پيامبر در آن ساعات بسيار تنگ به على بن ابى طالب گفت : تو در بستر من بخواب و اين برد سبز رنگ يمانى را روى خود بينداز و مطمئن باش از سوى توطئهگران به تو زيان نمىرسد . پيامبر هنگام استراحت آن برد را بر روى خود مىكشيد . « 2 » سپس پيامبر از خانه بيرون رفت و صفوف محاصره كنندگان را شكافت و مشتى خاك را روى سرشان پاشيد و
هامش
( 1 ) - انفال / 30 .
( 2 ) - ابن هشام .