تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
فرزندى را به خود نسبت ندهيد و در كار نيك از فرمان من سرپيچى نكنيد . هر كسى به اين [ دستورات ] وفا كند ، پاداش او نزد پروردگار است و آن كس كه گرفتار آمد و در دنيا مورد كيفر قرار گرفت ، كفّارهء آن گناه است و اگر پروردگار توانا مستورش گردانيد ، آن هم فرمان اوست كه : اگر بخواهد كيفر مىدهد ؛ و گرنه او را مىآمرزد . » همهء ما با او بر سر اين منشور ، پيمان بستيم . « 1 » ( 1 )

نمايندهء اسلام در مدينه

پس از پايان اين بيعت مبارك اثر و انجام مراسم حج ، پيامبر سفيرى از سوى خود همراه آنان به مدينه فرستاد تا قوانين اسلام را به مسلمانان آنجا بياموزد و از دستورات دين آگاهشان كند و دين اسلام را در ميان آنان كه هنوز بر سر شرك‌اند ، انتشار دهد . اين سفير ، جوانى از جوانان اسلام و از پيشتازان نخستين ، مصعب پسر عمير عبدرى - رضى اللّه عنه - بود . ( 2 )

موفقيّت ارزنده

مصعب پسر عمير پيش اسعد پسر زراره در مدينه رفت و هر دو با هم در ميان مردم مدينه - با جد و جهد و شور و شجاعت فراوان - به نشر دين اسلام شروع كردند . مصعب ، « قارى » : قرآن خوان و با سواد بود . از درخشان‌ترين چيزى كه در خصوص پيروزى دعوت مصعب گفته مىشود اين كه : روزى اسعد پسر زراره با او به ميان طايفهء بنى عبد الاشهل و بنى ظفر مىرود و وارد باغى از باغهاى بنى ظفر مىشوند و بر سر چاهى به نام « مرق » مىنشينند و جمعى ديگر از مسلمانان به دورشان گرد مىآيند . سعد پسر معاذ و اسيد پسر حضير رئيس آن دو طايفه - كه تا آن وقت مشرك بودند - خبر يافتند ؛ سعد به اسيد گفت : آن دو آمده‌اند تا بيچارگان ما را خوار و نادان گردانند . نزد آنان برو و بيرونشان كن و از آمدنشان به خانهء خودمان بازشان بدار و چون اسعد ، پسر خالهء من است تو را نزد آنان مىفرستم و اگر نه خودم مىرفتم .
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى باب حلاوت ايمان . . .
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي ) — صفحة 179 | صفي الرحمان مباركفوري / محمد بهاء الدين حسينى