در پايان مىگويم :
بار الها ! استعمارگران سفّاك ددمنش دنيا دوست خداناپرست را - كه مردم مظلوم جهان را له و نابود كردهاند و هر روز با ترفندها و بهانههاى واهى ، انواع بمبهاى خانمانسوز را بر سرشان مىريزند - از صحنهء هستى محو كن .
بار خدايا ! دست خونآشام اين توطئهگران شيطان صفت و ابرقدرتان غارتگر را - كه چشم پليد خود را به ثروتهاى ملّى كشورها دوخته و مدعى دفاع از حقوق ستمديدگاناند و پيكر ملل بىدفاع را با چنگال شقاوت درهم مىدرند - از سر محرومان قطع بفرما و نامشان را در زبالهدان تاريخ دفن كن و بيش از اين مگذار انسانهاى بىگناه و بىپناه ، قربانى مطامع و آرزوهاى شهوتپرستان جلّاد ديو صفت گردند .
خدايا ! پرندگان دسته دستهات را مأمور آنان كن .
الهى ! مسلمانان به خواب گران رفته و - به خصوص - سران غرق گشته در ناز و تنعّم و فريفتهء جلوههاى مادى غرب را بيدار بفرما ، تا جانانه در برابر كاخ پوشالين جور و ستم ، قد علم كنند و ديگر نگذارند حقوق كودكان ، زنان ، ستمديدگان و درماندگان جهان ، زير چكمهء بيداد پايمال شود .
پروردگارا ! به داد مظلومان و محرومان برس ؛ چون جز تو كسى و فريادرسى ندارند و آنان را در پناه مهر و عطوفت خويش قرار بده !
اينك جا دارد از معلّم اخلاق و نمونهء شرم و ادب و اديب وارسته ، جناب آقاى طيفور خان بهرامى كمانگر ، كه زحمت را تقبل نموده و اين اثر را با وسواس و دقت كافى بازخوانى كردهاند ؛ بسى تشكر كنم . خدايش يار و ياور باد !
و آخر دعوانا أن الحمد للّه ربّ العالمين
كردستان ، سنندج : محمد بهاء الدين حسينى
22 / 12 / 1381 ه . ش . برابر با 9 ماه محرم 1324 ه . ق . و برابر با 13 ماه مارس 2003 م