آوردنش به خدا كفر ورزد ( بازخواست مىشود ) مگر آن كس كه مجبور شده ، ولى قلبش به ايمان استوار و آرام بوده باشد . . . ]
( 1 ) ابو فكيهه ، موسوم به افلج ، غلام طايفهء عبد الدار بود . پاهايش را با ريسمان ، محكم مىبستند و بر روى زمين مىكشاندند . « 1 »
خباب پسر ارث ، غلام ام انمار دختر سباع خزاعى بود . مشركان ، انواع شكنجه و مصيبت را بر سرش مىآوردند ؛ موى سرش را مىگرفتند و مىكشيدند و بارها گردنش را با تمام توان پيچ مىدادند و روى زغال نيمسوز مىخوابانيدند ؛ سپس سنگ بزرگى روى سينهاش مىگذاشتند تا نتواند بلند شود . « 2 »
( 2 ) زنيّره ، نهديه و دخترش و ام عبيس كنيزانى بودند كه مسلمان شدند . مشركان آنان را با انواع اذيّت و آزار ، شكنجه مىكردند . كنيزى از كنيزان بنى مؤمل از طايفهء عدى ، ايمان آورد .
عمر بن خطاب - كه هنوز ايمان نياورده بود - آن قدر او را مىزد تا خسته مىشد و مىگفت :
فقط خسته شدنم مانع زدن شد . « 3 »
ابو بكر صديق ، همهء اين كنيزان را خريد و آزاد نمود ؛ همان گونه كه بلال و عامر پسر فهيره را آزاد فرمود . « 4 »
مشركان مكه ، برخى از ياران پيامبر را در پوست دباغى نشدهء شتر و گاو مىپيچيدند و آنان را روى ريگزارهاى سوزان قرار مىدادند و برخى ديگر را با جامهء زرهى مىپوشيدند و روى سنگهاى داغ و آتشين مىانداختند . « 5 »
آمار شكنجهشدگان در راه خدا بسيار طولانى و دردناك است و هر وقت مشركان از ايمان آوردن كسى با خبر مىشدند ؛ به او حمله مىبردند و آزارش مىدادند .
هامش
( 1 ) - رحمة للعالمين 1 / 57 . اعجاز تنزيل / ص 53 .
( 2 ) - اعجاز تنزيل / 57 ، تلقيح فهوم اهل الأثر ص 60 .
( 3 ) - رحمة للعالمين / 1 / 57 . ابن هشام 1 / 319 .
( 4 ) - ابن هشام / 1 / 319 - 318 .
( 5 ) - رحمة للعالمين / 1 / 58 .