تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خواص الأشياء ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
دو درم ، كوفته ، با شراب به كار دارند .

قرص دم الاخوين :

كه خون با سرفه باز دارد ؛ صنعت آن : كندر و دم الاخوين از هريك سه درم ، شبّ يمانى دو درم ، سادج هندى پنج درم ، گل مختوم ده درم ، كهربا پنج درم ، گلنار سه درم ، افيون دو درم ، صمغ عربى سه درم ، دارچينى دو درم ، خشخاش سه درم ، شربتى سه درم با عصارهء برگ خرفه .

قرص راسن :

قى و هيضه باز دارد و خواب آرد ؛ صنعت آن : قرنفل ده درم ، سك درمى ، قرفه دو درم ، راسن يك درم و نيم ، مصطكى و افيون و پوست بيخ تفاح از هريك درمى ، اين است .

قرص الآس :

اسهال و قى باز دارد ؛ صنعت آن : حبّ الآس و سماق و كزمازو و گل ارمنى و بلوط و نشاستهء بريان كرده از هريك ده درم ، قرنفل نيم درم ، مقل يك درم ، نارپوست و مازو از هريك پنج درم ، شربتى دو درم با ربّ به به كار برند .

قرص بسّد :

بر انداختن خون كه به سرفه آيد و قى باز [ دارد ] « 1 » ؛ صنعت آن : بسّد مغسول ده درم ، كندر و اقاقيا و گلنار از هريك چهار درم ، صمغ عربى چهار درم ، كتيرا و گل مختوم از هر يك سه درم ، دارچينى درمى و اگر به عوض دارچينى ريوند چينى كنند ، شايد .

قرص سرمه :

كه همان خواص دارند ؛ صنعت آن : سرمهء اصفهانى و شادنج مغسول و دم الاخوين از هريك سه درم ، گلنار و مازو از هريك دو درم ، شاخ بز كوهى سوخته و اقاقيا از هريك يك درم ، لادن و زعفران از هريك نيم درم ، پر سياوشان يك درم و نيم ، به آب لسان الحمل به كار برند .

قرص الطين :

بول خون باز دارد و قرحهء مثانه را سود دهد ؛ صنعت آن : گل مختوم و كتيرا و طباشير و صمغ پارسى و تخم خربزه و تخم خيار بادرنگ ، مساوى كوفته و بيخته ، به ميفختج بسرشند . اگر حرارت غالب باشد به لعاب نيكو بسرشند .

قرص به زور :

خداوند جرب را سود دارد ؛ صنعت آن : مغز تخم خيارين چهار درم ، مغز دانهء كدو و تخم خطمى و مغز بادام حلوا و كتيرا و نشاسته و خشخاش و ربّ السّوس و گل ارمنى و تخم كرفس از هريك دو درم ، كوفته ، به لعاب نيكو بسرشند و با شراب بنفشه به كار برند .

قرص اسارون :

گرده و مثانه را پاك كند و بول گرفته باز بگشايد ؛ صنعت آن : اسارون و فطراساليون از هريك چهار درم ، فو و فرّو وج از هريك شش درم ، دوقو هفت درم ، انيسون
هامش
( 1 ) . به قياس افزوده شد .
خواص الأشياء ( فارسى ) — صفحة 79 | محمد بن زكريا الرازي / حكيم ابو على / يوسف بيگ باباپور - كاوه عباسى