به پاى سپردن ، 195
به تصحيف خواندن ، 54
به تعريض گفتن ، 124
به جاى آوردن ، 22 ، 93 ، 249
به جاى خود نهادن ، 117
به جهل ، 37 ، 93
به چشم نقصان نگريستن ، 92
به حد مردى رسيدن ، 142
به روى درآوردن ، 146
به زندگانى تو ، 114
به زنى خواستن ، 148
به زير آوردن ، 16 ، 74
به شدن ، 225
به صلاح آمدن ، 70
به غربت مشو ، 204
به فراخى ، 193
به قصد ، 70
به كرا نشستن ، 198
به گشن آمدن ، 172
به گمان افكند ، 128
به مردى شمردن ، 133
به نهايت رسيدن ، 141
بههم پيوستن ، 11 ، 17 ، 103
بههم رسيدن ، 98
بهيمه ، 172
بىانديشه مخاطبه كردن ، 84
بيچارگان ، 104
بيدار گشتن ، 236
بيدق ، 181
بيران شرن ، 18
بيران كردن ، 15
بيرانكننده ، 240
بىشرمى ، 112
بيشه ، 206 ، 249
بىكران ، 6
بيگانگان ، 245
بيمار ، 172 ، 235
بيمارپرستان ، 146
بيمارپرستى ، 145
بيمكننده ، 54 ، 223
بىنصيبى ، 111
بىنيازى ، 102 ، 113 ، 133
بينى بريده ، 177
بىوفا ، 11
پاداش ، 228
پادشاهى ، 28 ، 123 ، 124 ، 159 ، 173 ، 212 ، 227 ، 249
پارسا ، 227
پاره درانداختن ، 259
پاك ، 42 ، 55 ، 67 ، 152 ، 235 ، 236
پاكى ، 67
پالوده ، 162
پايندانى ، 64
پديد آمدن ، 10 ، 185
پديدآورنده ، 192
پراكندگى ، 246 ، 250
پراكنده كردن ، 176
پرده ، 17
تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة 451
مساهمون: عبد الملك الثعالبي النيسابوري
ص٤٥١