دوستى با آن خاندان نامدار را بنا نهاد . بناى مستحكم اين دوستى تا واپسين روزهاى زندگى ثعالبى برافراشته باقى ماند .
امير ابو الفضل ميكالى مردى دانشمند و ادبدوست بود و در خانهء خود كتابخانهء بزرگى داشت . وى كتابخانهء خود را سخاوتمندانه در اختيار ابو منصور گذاشت . ابو منصور با برخوردارى از اين كتابخانهء غنى ، توانست بسيارى از كتابهاى خود را تأليف كند . وى در جاىجاى اين كتابها از امير ابو الفضل ميكالى روايت مىكند .
خانهء امير ابو الفضل نيز از محافل شعر و ادب بهشمار مىآمد و همواره گروه زيادى از شاعران و اديبان و بزرگان آن دوره ، در آن خانه گرد هم مىآمدند و اشعار و تأليفات خويش را ردّوبدل مىكردند و پيرامون شعر و ادب به بحث و تبادلنظر مىپرداختند .
حضور ثعالبى در خانهء ميكالى اين امكان را به وى داد تا با آن جمع فرزانه محشور گردد و بهترين اشعار ، كلمات قصار ، نكات ، لطايف و پند و اندرزهاى آنان را بشنود و در كتابهاى خود بگنجاند .
رابطهء دوستى ميان ابو منصور ثعالبى و ميكالى روزبهروز مستحكمتر مىشد و زمانى كه ميكالى كتابى در شعر حماسى به نام المنتخل گردآورى كرد ، ثعالبى آن كتاب را خلاصه كرد و برخى از اشعار ميكالى را به نشانهء قدردانى و ستايش از آن امير ادبپرور در خلاصهء المنتخل گنجاند و وى را در مصاف شاعرى بزرگ و نامدار قرار داد . « 1 »
استعداد فطرى ثعالبى و حضور دائمى وى در محافل اميران و بزرگان قرن چهارم - كه يكى از درخشانترين دورانهاى فرهنگ و تمدّن اسلام بهشمار مىرفت - باعث شد ستارهء اقبال وى اوج بگيرد و در آسمان ادب و دانش بدرخشد ، تا جايى كه شخص بزرگى مانند ابن المرزبان ، كتاب خود أخبار ابن الرومى را به وى اهدا كرد . « 2 »
ابو منصور ثعالبى در سايهء حكومت خاندان سامانيان پرورش و ارتقا يافت ، خاندانى كه خدمات ارزندهاى به جنبش فرهنگى ارزانى داشته است . وى در سال 382 ق به بخارا مسافرت كرد و با ادبا و فضلاى دربار سامانيان آشنا شد و شيفتگى خود را نسبت به
هامش
( 1 ) . آداب الملوك ، ص 6 .
( 2 ) . يتيمة الدهر ، ج 4 ، ص 292 .