پاسخ دادن ، سخن آغازكردن ، ارائهء شعر ، ايراد خطبههاى مسجّع و نگارش نامهها .
و در تمام اين ابواب ، رمزآسا گفتن ، اشارتكردن ، و كوتاه آوردن ، بلاغت است .
فأمّا الخطب بين السّماطين و فى اصلاح ذات البين ، فالإكثار فى غير خطل و الإطالة فى غير إملال . و ليكن فى صدر كلامك دليل على حاجتك فقيل له : فان ملّ المستمع الإطالة الّتى ذكرت انّها حقّ ذلك الموقف ؟ قال : إذا أعطيت كلّ مقام حقّه و قمت بالّذى يجب من سياسة ذلك المقام و ارضيت من يعرف حقوق الكلام فلا تهتمّ لما فاتك من رضا الحاسد و العدوّ ، فانّه لا يرضيهما شىء و امّا الجاهل فلست منه و ليس منك . و قد كان يقال : « رضاء النّاس شى لا ينال » « 1 » .
امّا سخنرانيهايى كه بين دو گروه و براى آشتى دادن آنان ايراد مىگردد ، بايد گسترده و بدون ناهنجارى باشد ، ( به درازا بكشد و آزردگى نياورد ) .
و بايد آغاز سخنت ، نشانگر مقصودت باشد .
آنگاه از وى سؤال شد : اگر اين گستردگى كه تو مىگويى حق چنين موقعيتى است ، شنونده را خسته كند ؟
پاسخ داد : اگر تو حق هرموقعيتى را ادا كنى و آنچه را كه بايد در آن موقعيت ، تدبير شود ، بياورى و شناسندهء حقوق سخن را خشنود سازى ،
ديگر ، به آنچه از خشنودى رشك ورزنده و دشمن ، منتفى شده است اهميّت مده . چون بىشك ، اين دو را چيزى خرسند نمىكند . و امّا نادان را كه نه تو از اويى و نه او از تو . در گذشته ، گفته مىشد : « خرسندى همهء مردم ، چيزى است كه به دست نمىآيد . »
توضيح : « خطب » : سخنرانيها .
« سماط » : گروه . « سماطين » : دو گروه .
« خطل » : بر وزن سحر ، به معنى سستى ، سبكى ، ناهنجارى سخن است .
7 - و لابن المعتزّ :
ابلغ الكلام : ما حسن ايجازه ، و قلّ مجازه و كثر إعجازه و تناسبت صدوره و أعجازه « 2 » .
و از ابن معتزّ است كه : بليغترين سخن ، چيزى است كه كوتاهيش نيكو ، مجازش كم ،
هامش
( 1 ) . البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 91 و 92 .
( 2 ) . نهاية الارب ، ج 7 ، ص 11 .