2 - همان : تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : سه چيز براى مؤمن راحت دارند : خانه وسيعى كه در آن عورت خود و بدى خود را از مردم بپوشاند ، و همسرى خوب كه او را در امر دنيا و آخرتش كمك كند ، و دختر يا خواهرى كه او را از خانهاش بمرگ يا تزويج بيرون كند .
محاسن از منصور بن عباس مانندش را آورده .
3 - قرب الاسناد : تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : از سعادت مسلمان است كه فرزندش او را ماند ، و همسرى زيبا و ديندار ، و مركبى رهوار ، و مسكنى وسيع .
گويم : برخى اخبار هم در باب آداب سوارى و مركب خواهد آمد .
4 - امالى صدوق : در خبر مناهى است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : هر كه ساختمانى براى خودنمائى و آوازه بسازد روز قيامت از زمين هفتم چون آتشى فروزان كنده شود و به گردنش پيچد و بدوزخ افكنده شود و چيزى او را بند نكند چرتك دوزخ جز اينكه توبه كند ، گفته شد :
يا رسول الله ساختمان خودنمائى و آوازه چه باشد ؟ فرمود : اينكه فزون از كفايت او است و خواهد بر همسايههاى خود سرفرازى كند و به برادرانش ببالد .
5 - خصال : تا امام ششم ( ع ) كه مردى به آن حضرت شكايت كرد اهل زمين خاندان و عيالش را ببازى گيرند ، فرمود : بلنداى سقف خانهات چند است ؟ گفت : ده زراع . فرمود : هشت ذراع گز كن دور تا دور خانه و آيه الكرسى بر آن بنويس زيرا هر خانه بلنديش از هشت ذراع بيشتر باشد محتضر باشد پريان آيند و در آن نشينند .
محاسن : بسندى مانندش را آورده .
6 - همان : تا امام ششم كه چون نام شوم را نزدش بردند فرمود شومى در سه چيز است در زن و پاكش و خانه ، اما شويم زن گرانى مهر او است و ناسپاسى از شوهرش ، و اما در پاكش بدرفتارى او و منع از پشتش ، و اما خانه تنگى ساحت آنست و همسايه بد آن و عيبهاى بيش آن .
7 - معانى الاخبار : تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : شومى در سه است : پاكش و زن و خانه و اما خانه شوميش در تنگى آنست و بدى همسايههاش .
8 - محاسن : تا امام ششم ( ع ) فرمود : هر كه مالى جز بحلالى بدست آرد خدا ساختمان را بر آن مسلط كند و آب و گل را .
9 - تا امير مؤمنان ( ع ) كه بر در خانهاى ايستاد كه با آجر ساخته بود و فرمود : اين خانه از كيست ؟ گفته شد از فلان مغرور و فريفته شده ، سپس بر در خانه آجرى ديگر گذر كرد و فرمود : اين هم فريفته شده ديگرى .
10 - همان : تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : هر بنائى به اندازه كفاف نباشد روز قيامت و بال
بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٥