3 - مكارم الاخلاق : شيوه پيغمبر ( ص ) بود كه با طيب بىرنگ خود را خشبو ميكرد چون مشك و عنبر و با غاليه هم ( مخلوط از عطرها ) خود را خشبو ميكرد كه همسرانش با دست خود آن را برايش به كار ميبردند .
باب بيست و يكم انواع بخور
ميگويم : در باب مشك گذشت آنچه بدان وابسته است
اخبار باب
1 - مكارم الاخلاق : پيغمبر ( ص ) را شيوه بود كه با عود قمارى بخور مينمود ( قمار مكانى است در حلب كه عود قمارى از آنجاست از پاورقى ( ص ) 143 ) .
و بنقلى از رسول خدا ( ص ) كه فرمود : بر شما باد به اين عود هندى كه هفت شفا دارد ، و بوياترين عطر مشك است .
و از مرازم كه با امام كاظم بحمام رفتم و چون برختكن بيرون شد عود سوزى خواست و خود را عود داد سپس فرمود : مرازم را هم عود دهيد و من گفتم : هر كه خواهد از آن بهره گيرد ؟ فرمود : آرى .
از امام ششم ( ع ) كه فرمود : شايسته است بهر كس كه جامه خود را بخور دهد چون تواند .
از عمير كه دخترش همسر امام حسن ( ع ) بود كه از قول دخترش گفته : ابن زبير آن حضرت را بوليمه دعوت كرد و آن حضرت با اينكه روزه بود اجابت كرد ، و ابن زبير به آن حضرت گفت :
باش تا تحفه روزه دار تقديمت كنم و بريش او عطر زد و جامههايش را بخور داد ، امام حسن ( ع ) فرمود : و همچنين تحفه براى زن شانه زدن و بخور دادن جامههاى او است .
2 - امان الاخطار : روايت است كه رسول خدا ( ص ) هنگام بخور دادن ميگفت : سپاس خدا را كه بنعمت او صالحات بكمال رسند ، بار خدا خوش كن بوى ما را ، و پاكيزه كن بوهاى ما را ، و سرانجام ما را خوش كن ، و تقوى را زاد ما ساز و بهشت را معاد ما ، و ما را از عافيت جدا مكن و نه از كرامت خود كه تو بر هر چه توانائى .
و در روايتى است كه آدمى نزد بخور دادن و عطر زدن ميگويد : سپاس خدا را سزاست كه پروردگار جهانيانست ، بار خدا مرا بهرهمند كن از آنچه روزيم كردى ، و از من مگير آنچه به من دادى ، و آن را بر من رحمت ساز و و بال مساز ، بار خدا مرا در ميان خلقت نام آور كن چنانى