تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

عشق چيست ؟

از جنيد بغدادى پرسيدند عشق چيست ؟ گفت از حقيقت آن اطلاعى ندارم آرى مرد نابينائى را ديدم كه فريفته پسر بچه‌اى شده و آن پسرك از فرمان او سرپيچى مىكرد پس آن كور خطاب بوى گفت اى دوست من كه دل در گرو نهاده‌ام از من چه مىخواهى ؟ پسرك گفت روح تو را در آن دم كه وى چنان پيشنهادى كرد روح آن نابينا از بدنش مفارقت كرد و در راه معشوق از جان گذشت .

آتش سوزان

عشق ، آتشى است كه دل و جگر و ديگر از اعضاى درونى را مىسوزاند و عقل را متحير مىسازد و ديده را نابينا مىگرداند و گوش را از شنوائى مىاندازد و تحمل بار سنگين هول و هراس را آسان مىسازد و گلو را آن‌چنان در منگنهء فشار قرار مىدهد كه چيزى جز نفس از آن بيرون نمىآيد و همين آتش است كه ايجاب مىكند تا عاشق همگى همت خود را متوجه معشوق بسازد و از غيرتى كه سراپاى او را فرا گرفته نسبت به محبوبش بدگمان شده و هر چه بيشتر هم بر غيرتش افزوده گردد و دست از هر گونه رويه‌اى بردارد و سرگردانى و فريفتگى او دوام پيدا كند و رنج مرگ بر او آسان گردد و از همه چيز جز دوست خاطر كند . بارى آتش سوزان عشق را وصول به محبوب خاموش مىكند