تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
فلانى مريض است . در همين سخن بوديم كه صداى شيون از خانه‌اش برخاست و گفتند : فلانى مرد . ( 486 ) 4 - نزد ابو عبد اللَّه صادق ( ع ) بودم ، علاء پسر كامل به آن سرور گفت : فلانى با من چنين و چنان مىكند ، اگر رأى مبارك باشد كه خداى عز و جل را بخوانيد و بر او نفرين كنيد ، خوب است . ابو عبد اللَّه گفت : از نفرين ناتوانى ؟ خودت خدا را بخوان و بگو : « بار خدايا تو شر همه را برمىتابى و هيچ كس شر تو را برنمىتابد . تو خود شر فلانى را از من باز گردان با هر وسيله‌اى كه مىخواهى ، و هر گونه كه مىخواهى و از هر جهت و هر جا كه مىخواهى » .

نيايش صبحگاهى

( 487 ) 10 - ابو عبد اللَّه صادق ( ع ) گفت : صبحگاهان كه از جا برخاستى بگو : « بار خدايا پناه مىبرم به تو از شر هر موجودى كه آفريده‌اى و از