وجود اين گواهى ، در برخى از مسائل رسالت به شك و ترديد بودند . از اين رو خدا فرمان داد كه رسول او به تأليف و تشويق آنان بپردازد و با جاه و مال دلگرمشان سازد ، باشد كه بعدها در اسلام خود ثابت قدم بشوند و واقعا ايمان بياورند .
همانا رسول خدا در جنگ حنين به تأليف دلهاى قريش و سران عرب پرداخت ( و آنان را با عطاى صد شتر ، صد شتر بنواخت ) از آن جمله ابو سفيان از قبيلهء قريش و عيينه از قبيله فزاره و مانند آنان از سران عرب بودند . انصار مدينه مكدّر و خشمناك شدند و گرد رئيس خود سعد بن عباده مجتمع گشتند .
سعد بن عباده به همراه آنان راهى « جعرانه » شد و خدمت رسول خدا رسيد و گفت : اى رسول خدا ! اجازهء سخن مىدهيد ؟ رسول خدا گفت : آرى .
سعد بن عباده گفت : اگر اين روش تقسيم از فرمان خدا باشد پذيرا و خوشنوديم و اگر غير از اين انگيزهاى داشته باشد رضايت نمىدهيم . رسول خدا گفت :
اى گروه انصار ! آيا همهء شما با سخن سرورتان سعد بن عباده هم عقيدهايد ؟
انصار مدينه گفتند : سرور ما خدا و رسول خدا است . تا سه نوبت رسول خدا
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٨٠