منت ( منّ )
عطاء ، بخشش ، احسان ، نيكى كردن درباره كسى و بار نعمت بر آن كس نهادن و وى را مرهون احسان خود دانستن و مرهون احسان خود ساختن - يكى از راههاى برخورد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله يا امام عليه السلام با اسيران كه آنان را ببخشند و در مقابل چيزى يا بدون آن آزادشان سازند .
منجنيق
از ابزار جنگى قديم كه با آن سنگ و مانند آن را با قوت به مسافت دورى پرتاب مىكردند ، سنگ انداز ، در اصل فارسى بوده است « من چه نيك » .
مؤمن
كسى كه ايمان دارد ، با ايمان ، كسى كه خدا و رسولش را قلباً تصديق نمايد . در فقه به معناى شيعه امامى است .
ناكثين
پيمان شكنان ، اصحاب جنگ جمل ، كسانى كه در مدينه با امام على عليه السلام بيعت كردند ولى در بصره عهد خود شكستند و به بهانه خونخواهى عثمان ، عايشه را بر شترى سوار كردند و به جنگ امام على عليه السلام آمدند و سرانجام در جنگ جمل شكست سختى خوردند .
نسمه
روح ، نفس ، انسان ، هر صاحب روح .
نصوص
جمع نصّ ، به معناى بالا بردن ، نهايت ، غايت و حركت تند و شديد - در اصطلاح به متن گفته مىشود ، متنى كه در دلالت صريح باشد به طورى كه احتمال غير آن نرود .
نوباوه
نو آمده ، نورسيده ، هر چيز طُرفه و بديع
هتك ستر
برداشتن يا پاره كردن حجاب و پرده ، آشكار ساختن پوشيده ، رسوا كردن ، آنچه مخفى و در حجاب است ظاهر كردن ، بىآبرو كردن .
الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 358
مساهمون: علي الأحمدي الميانجي
ص٣٥٨