دار الكفر
شهر ، كشور و يا سرزمينى كه كفر و شرك در آن رواج دارد و سلطه در آن بدست كافران است . تعداد مسلمانان در آن اندك است و حكومت بر اساس نظام اسلامى نيست .
دارالحرب
دار الهجره
« هجرت » به معناى خارج شدن از سرزمينى به سوى سرزمين ديگر است و مراد از دار الهجره شهر يا سرزمينى است كه به سوى آن مهاجرت ( هجرت ) مىشود . دار الهجره همان شهر مدينه است كه پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله به آن هجرت فرمودند .
ذمه
عهد و پيمان ، امان ، ضمان ، حرمت و حق .
اهل ذمه
جزيه
راهب
ترسا ، ترسنده ، خائف از خدا - كسى كه از مردم كناره گيرد و در دير به عبادت و گوشه نشينى بپردازد ، عالم مسيحى كه از مردم دورى مىكند و كناره مىگيرد .
زنديق
جمع آن زنادقه است . كسى كه متدين به دينى نيست ، بى دين ، در اصل فارسى بوده است « زن دين » - در زبان عربى « ملحد » خوانده مىشود . - گروهى از مجوس كه معتقد به دو خدا هستند و يا نور را مبدأ خيرات و ظلمت را منشأ شرور مىدانند .
اين كلمه از زند گرفته شده كه كتابى به زبان پهلوى از زردشت است .
سُريّه
گروهى از لشگر كه بسوى دشمن فرستاده مىشوند ، بخشى از لشگر - جنگ هايى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله خود در آنها حضور نداشت و گروهى را به سوى دشمن مىفرستاد كه به اين گروه سُريه گفته مىشد .
الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 353
مساهمون: علي الأحمدي الميانجي
ص٣٥٣