به عبارت ديگر : آيا اين طلب انشائى كه مفاد صيغهء افعل است در خصوص طلب وجوبى مىباشد يا نه ؟
به عبارت ديگر : آيا صيغهء عند الاطلاق بر طلب ايجابى و الزامى دلالت مىكند ؟ و يا ظهور در طلب ندبى دارد ؟
* غرض جناب آخوند از ( وجوه بل اقوال . . . ) چيست ؟
اين است كه : در پاسخ به سؤال فوق وجوه بلكه اقوالى وجود دارد كه ما در عنوان مسئله به چهار قول از اين اقوال اشاره مىكنيم :
1 - مشهور گفتهاند كه صيغهء افعل عند الاطلاق ظهور در وجوب دارد و اراده ندب يعنى استحباب نيازمند به قرينه است .
2 - برخى از جمله جبائيان گفتهاند كه فعل امر عند الاطلاق ظهور در استحباب دارد و لذا ارادهء وجوب از آن نياز به قرينه دارد .
3 - برخى از جمله سيد مرتضى گفتهاند كه افعل يا به تعبير ديگر فعل امر ، مشترك لفظى ميان وجوب و استحباب است و در هريك وضع علىحده دارد .
4 - عدهاى از جمله محقّق عراقى گفتهاند كه فعل امر ظهور در طلب دارد اعمّ از وجوبى و استحبابى ، يعنى : فعل امر براى قدر جامع ميان طلب وجوبى و استحبابى وضع شده است و لذا عند الاطلاق از آن مطلق الطلب اراده مىشود و در خصوص فرد وجوبى و يا ندبى قرينه بر تعيين لازم دارد .
* غرض مرحوم صاحب كفايه از ( و لا يبعد تبادر الوجوب . . . ) چيست ؟
در حقيقت پاسخ به اين سؤال است كه كداميك از اقوال مذكور داراى ترجيح است ؟
و لذا به پيروى از قول مشهور مىفرمايد صيغهء افعل حقيقت در وجوب است ، و لذا هرجا در كتاب و سنت به نحو مطلق و مجرد از هرگونه قرينهاى به كار رفته باشد ، حمل بر وجوب مىگردد و لذا ارادهء استحباب از آن نياز به قرينهء خاصّه دارد .
به عبارت ديگر : مفاد صيغهء امر ، طلب انشائى وجوبى است بدين معنا كه : اگر صيغهء افعل را در آيه و يا روايتى مشاهده كرديم و لكن قرينهاى بر خلاف نيافتيم ، ظهور در وجوب دارد . فى المثل :
اگر شار فرموده : ظهّر بدنك للصّلاة و قرينهاى هم كه دلالت بر استحباب كند وجود نداشته باشد ، صيغهء طهّر ظهور در طلب وجوبى دارد يعنى : تجب طهارة البدن .
* دليل جناب آخوند و يا مشهور بر اينكه صيغهء امر ، ظهور در طالب وجوبى دارد چيست ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٢١