مو ، كه موهايش بر دو شانهء او ريخته و نور رويش سياهى موى ريش و سرش را فرا گرفته پدرم بفداى فرزند بهترين كنيزان .
فصل ( 5 ) اما در بارهء روش و سيرهء آن بزرگوار نيز پس از قيام و ظهور او و طريقهء حكم كردن و آنچه خداوند از معجزات او آشكار سازد رواياتى رسيده چنانچه پيش از اين نيز گذشت :
1 - مفضل از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : آنگاه كه خداوند به حضرت قائم عليه السّلام اجازهء خروج دهد ، آن جناب بمنبر رود و مردم را بسوى خويش دعوت كند ، و به خدا سوگندشان دهد ، و به حق خويش آنان را بخواند ، و باينكه در ميان آنان بروش رسول خدا ( ص ) رفتار كند ، و بكردار آن جناب عمل كند ، آنگاه خداوند جبرئيل را ميفرستد كه نزد او بيايد و او در حجر اسماعيل نزد آن حضرت بيايد و بگويد : بچه چيز مردم را ميخوانى ؟ حضرت قائم دعوت خود را به او خبر دهد ، جبرئيل گويد : من نخستين كس هستم كه با تو بيعت نمايم دست خويش را ( براى بيعت ) باز كن پس دست بدست آن حضرت نهد ، و متجاوز از سيصد و ده مرد نزد او بيايند و با او بيعت كنند ، و در مكه بماند تا يارانش بده هزار نفر برسد ، سپس از آنجا بمدينه رهسپار شود .
2 - محمد بن عجلان از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود : آنگاه كه حضرت قائم عليه السّلام