به احاديثى مراجعه شود كه سنت را به نحو تواتر يا به نحو خبر واحد نقل مىكنند ، بنا بر اختلاف نظرى كه در قلمرو حجيت خبر واحد بيان خواهد شد .
بنابراين ، احاديث خودشان سنّت نيستند ، بلكه نقلكنندهء سنت و حاكى از آن هستند ، اما گاهى از باب توسع به آنها نيز سنّت گفته مىشود ، چرا كه سنت را اثبات مىكنند .
بدين جهت است كه ما بايد در باب سنّت ، به بحث دربارهء خبر بپردازيم ، چرا كه اين بحث به اثبات سنت مربوط مىشود . مطالب مورد نظر را در چهار بخش عرضه مىكنيم .
1 - دلالت فعل معصوم
شكى نيست كه فعل معصوم - به حكم اينكه معصوم است - دستكم بر مباح بودن آن فعل دلالت مىكند ، چنانكه ترك يك فعل از سوى وى دستكم واجب نبودن آن را نشان مىدهد .
يقينا اين دلالت به اين اندازه امرى قطعى است و با توجه به ثبوت عصمت امام جاى بحث ندارد .
در گام بعد مىگوييم : گاهى فعل معصوم دلالتى گستردهتر از اين دارد ، و آن در جايى است كه فعل صادر از او با قرينه همراه باشد ، مانند آنكه احراز شود كه او در مقام بيان حكمى از احكام يا عبادتى از عبادات است ، مانند وضو ، نماز و مانند آن . در اين هنگام فعل او ظهورى در وجه فعل خواهد داشت يعنى در وجوب يا استحباب و غير آن ، تا قرينه چه اقتضايى داشته باشد .
بىهيچ شبههاى اين ظهور همانند ظواهر الفاظ و با همان ملاك حجت است . بسا مواردى كه فقها بر حكمى از افعال وضو و نماز و حج و غير آن و چگونگى آنها به حكايت فعل پيامبر يا امام در آن مورد استناد و استدلال كردهاند . هيچ بحث و اختلافى در اينباره نيست ، اگر بحثى هست در دو مطلب است :
1 - در دلالت فعلى كه مجرد از قرينه است بر بيش از اباحهء آن فعل ؛ برخى گفتهاند :
فعل معصوم به تنهايى بر وجوب آن در حق ما دلالت مىكند .