Xlll - XlV vekov , Baku 1956 , p . 421 .
شرح
( 9 ) نگاه كنيد به آثار او به روسى : تاريخ مختصر آذربايجان ، با ضميمهاى دربارهء شروانشاهان قرون يازدهم - چهاردهم ، باكو 1923 ، ص 25 - 48 ؛ « شروانشاه شاهنشاه » در :Izv . Azerb . arkheolog . komiteta , Baku 1925 , pp . 69 - 70 ; Review of Zambur's Manucl , Baku 1928 ;و « عرب و مالكين زميندار خزر - ايرانى آذربايجان در قرون يازدهم - چهاردهم » در :In memoriam N . y - marr , 1938 , pp . 416 - 28 .( 10 ) « فلكى شروانى ، عصر ، زندگى و آثار » ، 1929 ، همراه با اضافات مهمى ، در :I . C . , 1950 , April , pp . 77 - 107 , July , pp . 145 - 86 .( 11 ) اينك مىدانيم كه او در 555 / 1160 زنده بود ( هادى حسن ) .
( 12 ) به گفتهء نسوى ، ص 175 ( ترجمه ، ص 291 - 292 ) ، در 622 / 1225 افريدون پسر فريبرز حاكم شروان بود .
( 13 ) بنابر گاهنامهء گرجى ، ترجمهء بروستBrosset، ج 1 ، ص 346 ، شاه داود در صفر 514 / مه 1120 به شروان حمله كرد « در همين اثنا حاكمان ( « فرماندهان » ) دربند و شروان به جان هم افتادند ، اپه ريدونAp'ridunو شروانيان نابود شدند ، در نوامبر » .
( 14 ) نگاه كنيد به :S . Dadashev and M . A . Huseynov , Architecture of Azerbayjan ( in Russian ) , Moscow , 1948 .( 15 ) به رغم بحرانهاى تنزّل پول ، نگاه كنيد به : پاخوموف .
( 16 ) اين نام با نام گرجىAghsarthanيكى است و از اصل اوستىOssetاست . هادى حسن در نسخهء خطى مدرس اخيرا قصيده جالبى از فلكى شروانى يافته است كه در آن ، به منوچهر و زن گرجى او ، ثامار ، مرگ شاه ديمترىDimitri، برادر ثامار را ، تسليت گفته است ، ظاهرا در 556 / 1160 .