يعنى طب يوسفى ، توسط دكتر ليچتوارد « 5 » كه عضو يك هيات پزشكى در مشهد بود به انگليسى ترجمه شده است .
طب يوسفى با اين ابيات شروع مىشود :
بدان چونكه گفتى سپاس و درود * كه در فن طب است اين قطعهها
فوائد شدش نام هر حرف ازو * ز درياى حكمت در بىبها « 6 »
اندكى بعد نويسنده اصولى را كه طب ايران بر آن مبتنى است يعنى درمان بيمارىها از راه معالجه به ضد و پيشگيرى از بيمارىها از راه معالجه به مثل شرح مىدهد و به عبارت ديگر مىگويد يك بيمارى با ماهيت گرم را مىتوان با يك داروى سرد درمان كرد ، اما پيشگيرى آن بايد با داروى گرم صورت بگيرد ، و در اين باره مىگويد :
ياد گير از من اگر كه مىخواهى * يا كنى در علاج نشو و نما
دفع هر علتى به ضد مىكن * حفظ صحت به مثل مىفرما
و بالاخره در آخر بخش حفظ الصحه به اين رباعى برمىخوريم كه :
گر دماغ خويش را خواهى سلامت گوش دار * نكتهاى از من كه خوش تر باشد از خوشاب
محترز باش از غذاهائى كه انگيزد بخار * شب مبر بسيار بيدارى مكن در روز خواب
بخش دارودرمانى كتاب بسيار مفصل است و طى آن بيمارىهاى متعددى شرح داده شدهاند ، و در حقيقت تمام بيمارىهائى كه يك نفر مىتواند بدون مراجعه به پزشك شخصا به درمان آنها بپردازد توصيف گرديده است .
طبيعى است كه در اين بخش به بيمارىهاى پوست توجه زيادى مبذول شده است و مخصوصا درباره سيفيليس به چهار مصرع شعر مخصوص برخورد مىكنيم . جالب است به اين نكته توجه كنيم كه در آن ايام در مشهد ، يعنى نزديكترين شهر به هرات عماد الدين طبيب زندگى مىكرد كه متخصص درمان اين بيمارى از راه به كار بردن جيوه بود .
هامش
( 5 ) -Dr . Lichtward( 6 ) - طب يوسفى ، نسخه خطى كتابخانهء مجلس شوراى ملى