هدف خواهد بود ، و آن هدف خود برتر و بالاترست ، و علوم هميشه هدف اصلى هستند .
اين سخن گواينكه نزد بسيارى از دانشجويان روشن نباشد ولى نزد انديشمندان بسيار آشكار است ، چرا كه هرحركت و توجه و كار - بدنى و يا نفسانى و يا عقلى - بخاطر رسيدن به چيزى محسوس و يا موهوم و يا معقول مورد خواهش نفس است ، پس هدف آخرين از هر قصد و سيرى درك حضورى صورت چيزى است .
و اما در سنجش بقيه افراد هركدام باهم ، چون يكيك اعمال نيكو با هم سنجيده شوند گاهى همسان و گاهى متفاوتند ، و به همين روال احوال حسنه و اخلاق مرضيه گاهى بعضى برتر از بعضى و گاهى برابرند . انواع معارف نيز چنينند ، و از همه برترشان علم نظرى الهى است كه شأن و مرتبهاش بالاتر از علوم عملى است .
علوم عملى را بمناسبت اينكه به معامله با حق و يا خلق مربوط مىشوند « علوم معاملات » مىنامند . همچنانكه علوم دستهى اول را « علوم مكاشفات » مىنامند چون جز از راه الهام از حق و كشف قدسى حاصل نگردند و با نقل و شنيدن از ديگران طرفى بسته نشود .
و اما چرا اين علوم را برتر از علوم عملى دانستيم ، زيرا مرتبهى علوم عملى كه خود وسيلهاى براى اصلاح اعمالند پائينتر از اعمال است ، چه توضيح داده شد كه هر مقدمهاى كم رتبهتر از نتيجه مىباشد .
ممكن است درينجا سؤالى به بعضى اذهان خطور كند كه طبق مشهور « عالم مجتهد در قواعد فقه برتر از عابدى است كه تنها به عبادت پردازد » پس چگونه عبادت برتر از فقاهت تواند بود ؟
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٧٥