روح او از آنچه مردمانش پستى شمارند امتناع ورزد ، و ورع پيشه سازد ، و در برابر نيكى و عدل پذيرا و گردنگزار بوده و در برابر شر و ظلم سركش بود . بر رحيمان مهربان و برجباران و متكبران خشمناك باشد ، آنچنانكه خداوند تعالى در توصيف چنين كسان فرمايد : « بر كفار سخت و درميان خود رحيمند » . « 19 » و نيز ديگر صفات و شرائطى را كه افلاطون در كتاب سياست خود برشمرده است دارا باشد .
و عارف و حكيم راستين كسى است كه هر مقدار حالات و احوال گوناگون برو پديد آيد ، حقائق الهى و معالم ربوبى را به يقين و برهان بداند بطورى كه شكى در آن راه نيابد ؛ و ديگر اينكه به زهد حقيقى متّصف بود ، و اخلاق و خوىهاى خويش پاك كرده باشد .
چنين كسى سزاوار سرورى است ، خواه مردمان از او فايده گيرند و يا در اثر گمنامى و دورى جستن او از اشرار و گوشهگيرى بخاطر عبادت خداوندى و همگونى با نيكان و معصومين اطهار ، كسى از او فايده نبرد . چراكه اگر با اين كه او به چنين مرتبهاى رسيده كسى از او فايده نمىبرد ، نه بخاطر كمبود اوست بلكه سبب كوتاهى ديگران است و كمبود كسانى كه گوش به دو نمىدارند و در حالات او ژرف نمىانديشند .
آشكار است كه سياستمدار و پيشوا و امام اين مقام را بخاطر تخصص و فنى كه دارد داراست ، خواه ديگران ازو بپذيرند و سخن او فراگوش دارند و يا نپذيرند . و طبيب در اثر تخصص و دانش خود و توانائى كه در معالجهى بيماران دارد طبيب است ، حال بيمارى باشد و يا نباشد و طبيب بودن او را نبودن بيمار از ميان نبرد .
همچنين امامت امام و فلسفهى فيلسوف و سرورى سروران در اثر نبودن وسائلى كه بدان خواستهاى خود انجام توانند داد و يا نبودن افرادى كه لازم است تا در راه تحقق اهدافشان به كار گيرند فساد نپذيرد و تباهى نگيرد .
هامش
( 19 ) -أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ .[ سوره فتح 48 / 29 ]