جائى كه حال بالاترين خلائق چنين است ديگران چسان باشند ؟
و يادآور گشتيم كه لزومى ندارد اين علم از علوم ظاهرى باشد كه اهل بحث بدان سرگرمند ، بلكه از آن قبيل است كه بر عارفان روشن شود از احوال قيوميت و كبرياى ربوبى و چينش نظام هستى و عوالم ملكوت و احكام برزخهاى بالا و پائين و اسرار آسمانها و زمين ؛ خداوند فرمايد « 3 » : « بگو نازل گردانيد آنكه پنهانى را در آسمانها و زمين مىداند » .
وانگهى ممكن نيست بتوان آنچه را دانش محققين فراگرفته در سلك عبارت كشيد ، چرا كه افشاى سرّ قدر تحريم شده است ، بنابر آنچه كه از رسول اكرم ( ص ) نقل شده « 4 » : « قدر سر خداوند است آن را افشا نكنيد » . و چه بسيار مطالبى كه براى عارف روشن است و در آن شكى ندارد ولى بازگو كردن آن براى ديگران بر او حرام مىباشد .
و چون دانستهايم كه درميان اعضاى مملكت آدمى تنها يكى است كه بار امانت تواند كشيد و ديگران را توان آن نباشد ، حال هر اقليم ديگرى از عالم را نيز به همين قياس توانيم كرد و توان دريافت كه عارف از كيميا كميابتر است .
فصل [ 1 ] آنكه پيش از اكمال معرفت و محكم ساختن آن بوسيله عبادات شرعيه شروع در مجاهدت و رياضت كند گمراه و گمراه كننده است .
عبادت چند قسم است : بدنى و قلبى ، آشكارا و پنهان :
هامش
( 3 ) -قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .[ سوره فرقان 25 / 6 ]
( 4 ) - القدر سر الله فلا تفشوه .