رفع يك ابهام
ميان مذهب زندقه و اهل تحقيق فرقى آشكار است كه باريكبينان و ژرفانديشان نيك شناسند و نزد عارفان ثابت و اولياى كشف و يقين منكشف است كه چون نفس از ديدن بازگشتگاه و عالم خود نابينا شود و امر مبدء و معادش بر وى ناپيدا بود با محسوسات سرگرمى گيرد و در درياى شهوتها فرورود ، و خويشتن را فراموش نمايد . درين حالت اين گمان را پذيرا شود كه چيزى جز آنچه به حس توان دريافت وجود ندارد ، و چيزى جز آنچه به چشمان ظاهر ديده مىشود ، اعتبارى ندارد ؛ و اگر به فكر امور اخروى نيز بيفتد آنها را هم مانند همين محسوسات و از جنس همين خوشىها و شهوات پندارد جز اينكه دائمىتر و لذيذتر شمارد .
ازين رو به حسب طبع خود به دنيا گرود و بدان راضى گردد و با آن آرامش پذيرد و از آخرت دل برگيرد و معاد را فراموش كند - و همين معنى را خداوند ياد نموده است در آيهاى كه فرمايد « 7 » : « راضى گشتند به زندگانى دنيا و بدان آسودهخاطر گشتند » ، و در آيهى ديگر « 8 » : « از آخرت مأيوس گشتند بدانسان كه كافران از آنان كه در قبرهايند مأيوس شوند » - .
و بزرگترين حجاب نفس از پروردگارش عدم شناخت گوهر خويش و عالم و مبدء و معاد خود است ، و نادانى او نيز از گرفتگى و زنگى كه ذات او را گرفته است سرچشمه مىگيرد كه در اثر كارهاى زشت و ناپسند و اخلاق و ملكات پست در گوهر او نفوذ كرده است ، همچنان كه درين معنى به كريمهى
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ،
« 9 » استشهاد شد .
و اما علت انحراف داشتن اعتقاد به آراء فاسد است ، همچنانكه خداوند فرمايد « 10 » :
« فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ » .
هامش
( 7 ) -رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها .[ سوره يونس 10 / 7 ]
( 8 ) -قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ .[ سوره ممتحنه 60 / 13 ]
( 9 ) - هرگز ، بلكه زنگار گشته است بر قلبهاى آنان آنچه كه كسب مىكردند . [ سوره مطففين 83 / 14 ]
( 10 ) - چون منحرف شدند . خداوند قلبهاشان را منحرف كرد . [ سوره صف 61 / 5 ]