اقدام به خطايا پوشيده است . كه اين امر مانع صفا و جلاى آن گشته و به هرمقدار كه انباشتگيشان بيشتر باشد مانع بيشترى در ظهور حق در آن و شهود حقيقت براى آن خواهد بود .
اين بخش نيز در مقايسه با مثال آينه چون چركها و گرد و غبار و زنگى است كه روى آينه را پوشانده باشد .
و به همين معنى اشاره مىفرمايد آيه شريفه « 1 » : « هرگز ! بلكه زنگ بر روى قلب آنان گشته است آنچه كه كسب كردهاند » ، و آيه ديگر كه مىفرمايد « 2 » : « و مهر بر قلبهاشان زده شده پس آنان نمىفهمند » .
و نيز همين مطلب را موردنظر دارد كلام پيامبر ( ص ) كه فرمود : « آنكه به گناهى نزديك شود عقلى از وى جدا گردد كه هرگز بسوى او باز گشت نكند » ، يعنى در نفس او گرفتگيى پديد آيد كه اثر آن هرگز از بين نرود .
و ما علت اين مطلب را در بعضى از كتابهاى خود مشروحا بيان نمودهايم .
و خلاصه كلام اينكه ارتكاب هرگناهى در انسان خسران و كمبودى پديد آرد كه رفع آن امكان نپذيرد .
سوم - اينكه قلب در جهت حقيقت موردنظر قرار نداشته باشد و از سوى آن منحرف بود . درينجا گو اينكه قلب فرمانبردار و صالح و صاف و بىزنگارست . جلوهى حق در آن آشكار نخواهد شد ، چون او طالب حق نيست و آينه را بسوى مطلوب نمىگيرد ، بلكه چهبسا تمامى توان خود را در راه طاعتهاى بدنى و يا تهيهى اسباب زندگى دنيا به كار مىگيرد و فكر خود را به تأمّل در دقائق حضرت ربوبى و حقائق حقهى الهى صرف نمىنمايد ، در نتيجه چيزى از حقائق بر او منكشف نمىشود جز همان دقائق آفات اعمال كه دربارهى آنها مىانديشد و يا عيوب پنهان نفس و يا مصالح زندگى و سود و زيان آن - اگر درين باره نيز انديشه كند - .
هامش
( 1 ) -كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ .[ سوره مطففين 83 / 14 ]
( 2 ) -وَ طُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ .[ سوره توبه 9 / 87 ]