مارهاى تمتعات دنيوى او را نيشها زده و اژدرهاى شهوات و تمساحهاى اهواء او را پارهپاره كردهاند . همواره اندرون خود از شهوتها و محرومات انباشته مىكند و گندهبوى آن برهمنشينان و ندماى خويش مىپراكند . بيشتر اوقاتش به سرگرمى با كودكان و امردان و همنشينى با نادانان مىگذرد و گوش دادن به غنا و آلات لهو و لعب و هرآنچه كه انسان را از رحمت و رحمان و جنت و رضوان دور سازد .
با همهى اين دردهاى بىدرمان كه او راست ، كوران و سفلگانى چند گرداگردش گرفته و مدّعىاند كه او داراى معرفت است و مشغول مشاهده حق ؛ به معبود و اصل گشته و مقامات و احوالى چنين و چنان دارد ، و همواره در عين شهود جمال احدى و فوز به لقاى سرمدى است و به درجه فنا و بقا رسيده است .
و به خدا قسم كه اينان جز اسمى ازين معانى نمىدانند و بسا پيش آيد كه علماى حقيقى را حقير مىشمارند .
نفوذ اين فريبگران تا آنجاست كه بعضى صنعتگران و پيشهوران پيشهى خود رها كرده و روزگارى به ملازمت اين مدعيان پردازند و سخنان ساخته و پرداختهى اينان فراگيرند - تا ديگر عوام را چه رسد .
و او اين ترّهات بر آنان فرومىخواند آنچنانكه پندارى سخن وحى مىگويد و از ناگفتنيهاى حقائق و رازهاى قلبى خبر مىدهد و بلكه سخن از سرّ اسرار مىراند .
و با اين اطوار خود همه علما و عباد را كوچك مىشمارد ؛ درباره عباد مىگويد : « مزدورانى مقلدند » ؛ و درباره علما : « علم اينان سبب حجابشان از شهود گشته ، و اشتهاى سخن از خدا گفتنشان - و نه به او رسيدن - به سيرى گرائيده است » .
درحالىكه درباره خود و بعضى از مريدان احمق خويش مدعى است از به حق رسيدگان و مقربينند . درصورتىكه اينها نزد خداوند از زشتكاران
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٢٥