و اما لب از سخن بستن بدين خاطر است كه گفتار قلب را مشغول مىدارد و دلها ولع عجيبى به سخن گفتن دارند و بدين خوش باشند ، ليكن سكوت عقل را بارور كند و ورع را جلب نمايد و تقوى را بياموزد .
و اما عزلت و تنهائى فايدهى ايندو دفع مشغوليتهاست و نگهدارى گوش و چشم كه دو دالان قلبند ؛ و چارهاى نيست كه راه حواس را جز به مقدار لازم ببنديم ، و اين معنى جز با نشستن در مكانى تاريك بدست نيايد ، كه سر خود به گريبان بپيچد و يا عبا و يا چيز ديگرى بر آن گيرد ؛ درين حالت است كه نداى حق را بشنود و جلالت حضرت ربوبى را ببيند . نمىبينى كه رسول الله - صلى الله عليه و آله - را در چنين حالتى ندا دادهاند و به او گفته شد « 2 » : « اى جامه به خود پيچيده » و « اى خود را به لباس درپيچيده » . « 3 »
اين چهار عمل همچون سپر مريد است و چون حصار محكمى كه او را از رهزنان و ديگر عوارضى كه راه را برو مىبندند ، در امان مىدارد . پس ازين است كه سالك به رهروى مىپردازد و نام سالك برو نهاده مىشود .
و سلوك عبارت از گذشتن از كتلهائى است كه ميان بنده و خداى اويند ، كه چيزى جز خوىهاى قلب نمىباشند و مهمترينشان وابستگى به دنياست كه سر همهى خطاياست . و برخى ازين كتلها از بعضى بزرگترند و براى رهروى مىبايست به آسانتر پرداخت و از آن پس به سختتر از آن .
اين صفات نكوهيده رسوبهاى همان وابستگىهائى هستند كه در اول رهاشان كرده است و آثار جامانده از آنهايند ، پس چارهاى جزين نيست كه نهانگاه سالك ازين آثار پاكسازى گردد ، همچنانكه ظاهر خود را از اسباب ظاهرى آنها پاك نمود . درين معركه است كه كوشش به درازا مىكشد و كيفيت آن نسبت به احوال هركس به نوعى ديگرست .
و راه مجاهدت در پاكسازى هر صفت نكوهيدهاى مخالفت هواى نفس و
هامش
( 2 ) -يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ .[ سوره مزمل 73 / 1 ]
( 3 ) -يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ .[ سوره مدثر 74 / 1 ]