حضرتش مطرح شده است .
ما هم تا آنجا كه نگارش اين مختصر گنجايش داشته باشد ، در آخرين فصل به بررسى آن مىپردازيم ، تا كاملا روشن شود كه اين پرسش ، خود مخالفت عقل و علم است . البته با تأكيد بر اين واقعيت كه عقل ، خود مرزهايى جداى از خواهشها ، خواستها ، هوسها و ديدگاههاى فردى و شخصى ، دارد . و لذا حكمهايى دارد كه همهء خردمندان پذيراى آن بوده ، محدود به عقل زيد يا عمرو نمىباشد .
بايد به تفاوت بسيار عميق بين آنچه عقلا محال است و چيزى كه فى نفسه امكان وقوع دارد ولى متداول و معمول نمىباشد ، توجه كنيم . و همچنين بر اين حقيقت تأكيد مىكنيم كه محال عقلى از نظر انجام شدن يا نشدن ، مانند محال معمولى و عادى نيست .
اين گروه از مدعيان ، با به هم آميختن اين دو گونه محال ، نتيجه گرفتهاند ، آنچه انجامش معمول و متداول نيست ، همان محال عقلى است . چون در واقع نتوانستهاند آن دو را از يكديگر تميز داده و جدا كنند .
لذا در فصل آينده ثابت مىكنيم دستاويز آنان ، نه در منطق عقل حجيت دارد ، و نه در منطق علم و دانش مىتواند دليل باشد .
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( مهدى منتظر ( ع ) در انديشه اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: السيد ثامر العميدي
ص٢٣٣