مىفرمايد : مراد اينها از اجماع ، اجماع اصطلاحى نيست ، بلكه يا شهرت مرادشان است و يا امر ديگرى ، و در اين راستا چهار توجيه آورده كه در كتاب « معالم » ذكر و ضبط گرديده است ، و لذا شيخ در مطالب بعد مىآورد كه :
اگر اجماع با وجود مخالف سازگارى داشت ، چنانچه در اجماع دخولى و يا حدسى چنين است و مخالفت حتى يك نفر و لو معلوم النسب ضربهاى به اجماع وارد نمىساخت ديگر وجهى براى توجيه كردن اين اجماعات در مسائل اختلافى وجود نداشت ، آنهم توجيهاتى كه بيشتر و يا همهء آنها دور از ذهن و قابل خدشه هستند .
پس : معلوم مىشود كه تحقق اجماع با وجود مخالف قابل جمع نيست و مخالفت يك نفر هم آن را از ارزش مىاندازد و چنين معيارى تنها با طريقهء لطف سازگار است و نه طريق ديگرى .
در نتيجه :
غير از شيخ طوسى كسان ديگرى نيز هستند كه صريحا و يا از ظاهر كلامشان استفاده مىشود كه مشى آنها بر قاعدهء لطف بوده است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٧٦