تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( فدعوى مشاركته للسيّد . . . ) چيست ؟
ابطال اين ادعاست كه شيخ طوسى ( ره ) با سيد مرتضى از نظر طريقهء كشف رأى امام ( ع ) مشترك است و از همان طريقى كه سيد آن را به دست مىآورد شيخ نيز آن را احراز مىكند .
توضيح اينكه :
برخى از فقها مثل : محقق قمى در قوانين و نراقى در مناهج ، در طريقهء احراز قول امام مدعى اشتراك ميان شيخ طوسى و سيد مرتضى شدهاند بدين صورت كه : شيخ در كاشفيت اجماع از قول امام ( ره ) دو طريق دارد :
1 - طريقه حس در اين طريق با سيد مرتضى شريكاند .
2 - طريقه لطف كه منحصر به خود شيخ است و سيد آن را قبول ندارد لذا جناب شيخ انصارى مىفرمايد : ادعاى اشتراك ميان سيد و شيخ در اين مقام باطل است ، چرا كه طريقه سيد منحصر به حس و طريقه شيخ منحصر به لطف است و در اثبات اين مطلب شواهدى هم از كتاب « عدّة الاصول » و « تهذيب » مىآورد كه در متن بعدى بررسى مىشود .
* مراد از متن ( قال فى « العدّة » فى حكم ما . . . الخ ) چيست ؟
نقل مطالب و شواهدى از كتاب « عدّة الاصول » و « تهذيب » است مبنى بر اينكه طريقه شيخ منحصر به قاعده لطف است و لذا مىفرمايد شيخ فرمود :
اگر امت دو گروه شوند به نحوى كه همهء علما متفقا يك نظر داشته باشند و امام ( ع ) منفردا يك نظر ، در چنين صورتى اگر آيه و يا حديث معتبرى وجود دارد كه فقها در استنباط حكم واقعى از آن ناتوان بودهاند ، اظهار بر امام واجب نيست ، لكن اگر چنين مدرك مسلم و معتبرى در كار نيست ، از باب لطف بيان حق بر امام واجب است .
سپس فرموده : ادعاى سيد مرتضى اين است كه ممكن است قول همه علما باطل باشد و حق تنها نزد امام باشد لكن معذلك اظهار حق بر امام لازم نباشد ، چرا كه عامل اختفا و غيبت امام ( ع ) خود ما هستيم و اگر نمىتوانيم از فيوضات امام بهرهمند شويم علتش خود ماييم و همانطور كه شيخ طوسى مىگويد : ( غيبته منّا ) نتيجه اينكه :
وقتى علت غيبت و اختفا ما هستيم اظهار بر امام واجب نيست ، بلكه اين ما هستيم كه بايد بستر را آماده نموده و جامعه را براى ظهور او و اظهار حق مهيا كنيم .
پس از اين نقل قول ، شيخ طوسى فرموده است :