فراوان برده است .
و اين حديث را جز از عاصمبن رجاءبن حيوة ، نمىشناسيم و اسنادش نزد من متّصل نيست . اين حديث را محمودبن خداش اينچنين برايمان حديث كرد . بلكه اين حديث را از عاصمبن رجاءبن حيوة از داوودبنجميل ، از كثيربنقيس ، از ابوالدرداء ، از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكند . و اين از حديث محمودبنخداش صحيحتر است . » « 1 » همين سخن ترمذى براى ساقطشدن حديث بسنده است . و بدان اضافه مىكنيم كه : كثيربنقيس - راوى حديث از ابوالدرداء را دارقطنى و ديگران تضعيف كردهاند . ذهبى گويد : « كثيربنقيس ، تابعى است و پيشتر در « دال » تضعيف دارقطنى نسبت به او آورده شد . » « 2 » و ابنحجر گويد : « كثيربنقيس شامى ، و گفته مىشود قيسبنكثير و اوّلى مشهورتر است ضعيف است ، از طبقه سوم است و ابنقانع وهم كرده و او را در صحابه آورده است . » « 3 » و خزرجى گويد « د ت ق كثيربنقيس يا عكس آن از ابوالدرداء نقل مىكند و از او : داوودبنجميل ، و اين اسناد مضطرب است . » « 4 » و دربارهى داوودبنجميل كه روايت كننده حديث از كثيربنقيس است و ترمذى او را از سند انداخته است ذهبى گويد : « داوودبنجميل و بعضى مىگويند :
وليدبنجميل از كثيربنقيس از ابوالدرداء حديثى دربارهى كسى كه راهى را براى طلب دانش مىپيمايد ، آورده است . و از او عاصمبنرجابنحياة . حديث او آشفته است ، و أزدى او را ضعيف دانسته است و امّا ابنحبّان او را در ثقهها آورده است . و داوود مانند استادش او را نمىشناسد . و دارقطنى در « العلل » گويد : عاصم و آنان كه پيش از او هستند ضعيفان هستند و صحيح دانسته نمىشود . » « 5 » و اين سخن تنها در
هامش
( 1 ) . جامعالترمذى 5 / 46 .
( 2 ) . ميزانالاعتدال 3 / 409 .
( 3 ) . تقريبالتهذيب 2 / 132 .
( 4 ) . خلاصةتذهيب تهذيب الكمال 2 / 363 .
( 5 ) . ميزانالاعتدال 2 / 4 .