و ابوبكر پايه و عمر ديوارها و عثمان سقف و على در آن است . آيا اين حديث صحيح است يا نه ؟ پاسخ داد : حديث را نويسندهى الفردوس روايت كرد و پسرش از او پيروى نموده ، بدون اسناد از ابنمسعود مرفوعاً آورده و آن حديثى ضعيف مانند حديث « من شهر دانشم و على درش و معاويه حلقهاش است » مىباشد كه اين نيز حديثى ضعيف است . »
آيا ابنحجر گمان نمىبرد كه با اين تناقض و تهافت مورد مؤاخذه است ؟ !
نظر بدخشانى درباره اين حديث
و چهارم اين كه : علّامه بدخشانى انصاف به خرج داده است ؛ آنجا كه تصريح كرده كه حديث ساختگى است و خواستهى واقعى از ساختنش را دقيقاً آورده و گفته است : « من شهر دانشم و ابوبكر پايه و عمر ديوارها و عثمان سقف و على در آن است ، دربارهى ابوبكر و عمر و عثمان و على جز نيكى سخن نگوييد .
« فردوس » بدون اسناد از ابنمسعود نقل كرده و بسيار منكر است و گمان كنم ساختگى است . و جاعل اين حديث خواسته است با حديث من شهر دانشم و على در آن است ، رويارويى كند كه به زودى خواهد آمد . » « 1 »
لكهنوى و اين حديث
و پنجم اين كه : ولى اللَّه لكهنوى ، در « مرآة المؤمنين » بعد از نقل حديث مدينة العلم چنين مىگويد : « آنچه به اين حديث افزوده شده در بعضى لفظهايش دربارهى اصحاب ، ساختگى و افتراست آنگونه كه در « الصّواعق » آمده است . »
پس سپاس از آن خداوندى است كه با افاضهى حقيقتها نعمت مىدهد ، از آن رو كه با متن گفتهى اين فاضل ، روشن شد كه آنچه ابنحجر نادان در « الصواعق » آورده ، از ساختگىها و افتراهايى است كه جاعلان به اين حديث ناب افزودهاند . . .
هامش
( 1 ) . تحفة المحبّين بمناقب الخلفاء الرّاشدين دستنويس است .