نقدكنندگان حديث به ضعيف بودن مرسلهاى او حكم دادهاند . ابنسعد گويد : « . . .
او بسيار حديث مىگفت : حديثش را به طور مرسل از اصحاب روايت مىكرد و از بسيارى چيزى نشنيد . پس هر حديثش كه با سماع بود حَسَن است ، و آنچه مرسل بود ضعيف است . » « 1 » و نيز ابنحجر گويد : « ابواحمد حاكم دركنى گويد : نزد آنان قوى نبود . » سپس ابنحجر گويد : « او چنين گفت و اين سهو است . » « 2 » نويسنده گويد : و اين تحكّمى محض است .
( 7 ) با سخن سيوطى دربارهى اين حديث
جلالالدّين سيوطى از كسانى است كه دربارهى حديث « مدينةالعلم » تعصّب و تعنّت به كار برده است . او در شرح حديث : « أنا دارالحكمة » گويد : « طيّبى گفت :
شيعيان به اين حديث متمسّك شدهاند كه آموختن دانش و حكمت از او ، ويژهى اوست و به ديگرى تجاوز نمىكند جز به واسطهى او ، چون به خانه وارد نمىتوان شد جز از درش ، و برايشان حجّتى در اين باره نيست . از آنجا كه خانهى بهشت گستردهتر از خانهى حكمت نيست ، در حالى كه هشت در دارد . » « 3 » و اين همان سخن طيّبى است كه پيشتر دربارهاش به تفصيل آورده شد و باطل بودنش را توضيح داديم آنگونه كه نيازى به بيش از آن نيست و خداوند ولى توفيق است .
( 8 ) با سخن سمهودى دربارهى اين حديث
علىّبنعبداللَّه سمهودى تلاش كرده حديث « أنا مدينةالعلم » را از مفاد صريح آن برگرداند به گونهاى كه باعث حيرت فهمها شده است . او پس از آوردن برخى
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . قوت المغتذى فى شرح الترمذى ، كتاب المناقب ، باب « مناقب على » .